غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی - قسمت دوم

غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی - قسمت دوم

محمد صحتی سردرودی

قسمت نخست

قرن هشتم:

ابن یمین فریومدی (م769ق):

در قصیدهای به مطلع:

مقتدای اهل عالم چون گذشت از مصطفی          ابن عمّ مصطفی را دان علی مرتضی

از غدیر خم و حدیث متواترِ «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» یاد می‌‌‌‌کند و این که آن را نمی‌‌‌توان انکار کرد:

اوست مولانا به فرمانی که از حق ناطق است    چون توان منکر شدن در شأنِ او «من کنت» را؟(37)

مولانا لطفاللّه نیشابوری (م810ق):

بنازد عقل و جان و دل، به مهر سرور غالب        امیرالمؤمنین حیدر، علی بن ابی طالب

نبی اندر مقامِ «انت منّی» مادحش بوده              چنانک اندر خطابِ «انّما» بودش خدا خاطب

اگر قرآن بُوَد بر حق به قول حق امامت را         حواله با که کرد احمد بدان مجمع که بُد ذاهب

بیا ای آن که می‌گویی که با ایمان واسلامم       تفکر کن در این معنا، تأنّی کن در این موجب(38)

پیداست که مقصود شاعر از آن مجمعی که پیامبر اسلام(ص) از رحلت خود خبر داده و امامت را در آن مجمع به امام علی(ع) حواله کرده است، غدیرخم است و همین موجب آن است که امام و رهبر پس از پیامبر(ص) علی(ع) باشد و نه غیر.

مولانا کاشی، محمّد حسن افضل المتکلمین(ق8هـ):

السلام ای سایه‌ات خورشید ربّ العالمین             آسمان عزّ تمکین، آفتاب داد و دین

بیت بالا مطلع بند اوّل از ترکیب‌بند بلندی است که افضل المتکلمین کاشی در امامت و ولایت امیر غدیر انشا کرده است و در بیت چهارم همین بند می‌‌‌گوید:

مقصد تنزیلِ «بَلِّغ»، مرکز اسرار غیب             مقطعِ «یتلوه شاهد»، مطلعِ «حبل المتین»

پر واضح و عیان است که مراد مولانا کاشی از «مقصد تنزیل بلّغ» آیۀ شریفۀ «یاایّها الرّسول بلّغ ما انزل الیک...»(مائده، 67) است. بجاست که بند آخر این ترکیب‌بند را بی‌هیچ کم و کاست نقل کنیم:

ای گزیده مرخدایت یا امیرالمؤمنین                    خوانده نفسِ مصطفایت «یا امیرالمؤمنین»

سرکشان دهر را آورده سرها زیر پا                     بازوی زور آزمایت یا امیرالمؤمنین

خازنان کان و دریا کیسه‌ها بر دوختند                    روز بازار سخایت یا امیرالمؤمنین

بس که لعل اندر دل کان خاک بر سر می‌کشد          از دل دریا عطایت یا امیرالمؤمنین

از نسیم باد نوروزی نشاید یاد کرد                      پیش خُلق جانفزایت یا امیرالمؤمنین

آنچه عیسی از نَفَس می‌‌‌‌‌کرد رمزی بود و بس          از لب معجز نمایت یا امیرالمؤمنین

با همه بالا نشینی عقل کل نابرده راه                   زیر شأن و روی رایت یا امیرالمؤمنین

گر بُدی بالاتر از عرش برین جای دگر                  گفتمی آنجاست جایت یا امیرالمؤمنین

آنچه تو شایسته آنی زِ روی عزّ و جاه                 کس نداند جز خدایت یا امیرالمؤمنین

خاطر همچون منی شوریده خاطر چون کند          وصف قدر کبریایت یا امیرالمؤمنین؟

مدح اگر شایسته ذات تو، باید گفت وبس            کیست تا گوید ثنایت یا امیرالمؤمنین؟

ما همه از درگه لطفت گدایی می‌کنیم                 وی همه شاهان گدایت یا امیرالمؤمنین

فهم انسانی چه داند عزّت کار تو را                 آفرینش برنتابد بار مقدار تو را(39)

قرن نهم:

ابن حسام خوسفی، محمّد بن حسام‌الدین (783ـ875ق):

در ضمن قصیده‌ای به مطلع:

شاهی که خسروان دو عالم گدای اوست           ماهی که آفتاب فروغ لقای اوست

برخی فضایل و مناقب حضرت امیر(ع) می‌شمارد تا می‌رسد به آن‌جا که می‌گوید:

«یا ایّها الرّسول» خطاب محمّد است       لیک این خطاب، سوی محمّد، برای اوست(40)

میر سیدعلی قاینی واعظ:

در چکامۀ بلندی به مطلع:

خاصگان عالم جان، دوش محضر کرده‌اند

خلوت دل را به نور خود منوّر کرده‌اند

همانند شاعری زبده، فضایل و مناقب مولا(ع) را به رشتۀ نظم کشیده و مانند متکلّمی زبردست و حق‌طلب با مخالفان محاجّه می‌کند و می‌گوید:

و آن که می‌گویند ناکرده خلیفه، نقل کرد          از هوا ترکِ نص و قول پیمبر کرده‌اند

ای عجب زان قوم کو را تهنیت کرده غدیر         بعد از آن اندر سقیفه رأیِ دیگر کرده‌اند

بر وفاق رأی، تأخیر مقدّم کرده‌اند                 برخلاف نصّ، تقدیم مؤخّر کرده‌اند(41)

قرن دهم:

بابا فغانی(م925ق):

قسم به خالق بی‌چون و صدر بدر انام              که بعد سیّد کونین، حیدر است امام

امام اوست به حکم خدا و قول رسول              که مستحقّ امامت بود به نصّ کلام

امام اوست که قایم بود به حجّت خویش           چراغ عاریت از دیگری نگیرد وام

امام اوست که داند رموز منطق طیر                  نه آن که رهزن مردم شود به دانه و دام(42)

روشن است که منظور بابا فغانی از «نصّ کلام» و «حکم خدا و قول رسول» بیشتر غدیرخم است. او می‌گوید مولا علی(ع) امامی است که قایم به حجّت و نصّ و دلیل است و هیچ نیازی به بیعت مردم ندارد.

ناگفته نماند که بابا فغانی را در مدح امیر غدیر(ع) قصاید بسیاری است که قصیده‌ای به این مطلع شهرت فراوان دارد:

تا جهان بحر و سخن گوهر و انسان صدفست     گوهر بحر سخن، مدحتِ شاه نجف است

مولانا نظام استرآبادی (م921ق):

امیر صفدر غالب، علی ابوطالب                  وصیّ احمد مرسل، ولیّ حیّ قدیر

خمیر مایۀ علمش نبودی ار بودی                 هنوز نان فضیلت به خوانِ دهر، فطیر

شهنشها صفت ذات اشرف تو بُوَد                 برون ز کنه الهی ز حیّز تقریر

شکستِ رونق دین شد، نه قیمت گهرت          چه اهل غدر شکستند عهد روز غدیر(43)

تذییل و تکمیل:

مرحوم قاضی نوراللّه شوشتری در مقدمۀ کتابش «مجالس المؤمنین» قطعه‌ای از یک غدیریّه را نقل می‌کند و به نام شاعرش اشارتی نمی‌کند. از آن‌جا که قاضی نوراللّه در سال 1019ق. به شهادت رسیده است این غدیریّه باید از آثار سدۀ دهم ـ یازدهم یا پیش از آن باشد و جا دارد در اینجا نقل شود:

رو از برای سر خویش تاج زریّن ساز          ز خاک پای جوانمردِ «وال من والاه»

ز دل عداوت او دور دار تا نخوری             ز تیغ لفظ نبی زخمِ «عاد من عاداه»

گواه پاکی اصلت ولای شاهی دان            که بر کمال معالیش «هل اتی» ست گواه(44)

قرن یازدهم:

صائب تبریزی (1016ـ1086ق):

قصیده‌ای را در تعمیر تربت پاک نجف و آوردن نهری از فرات به نجف به مطلع زیر سروده:

منّت خدای را که به توفیق کردگار              از ناف کعبه، چشمۀ زمزم شد آشکار

و در بیت بیست و یکم و بیست و دوم همین قصیده گوید:

زین پیش اگر چه اهل نجف ز آب تلخ و شور     بودند در شکنجه غم، تلخْ روزگار

آخر ز فیض ساقی کوثر، تمام شد                  عید غدیر شد به مقیمان این دیار(45)

صائب در قصیدۀ دیگری که پیش از قصیدۀ فوق در دیوانش ثبت شده است، همچنین در مدح مولا علی(ع) گوید:

چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست         جز تو بر شخص دگر، نام امیرالمؤمنین(46)

فیاض لاهیجی(م1072ق):

در قصیدۀ بلندی که در مدح امام علی(ع) به مطلع زیر سروده است:

سزای امامت به صورت، به معنی                      علیّ ولی آن که شاهست و مولی

پس از هفتاد بیت می‌رسد به آن‌جا که می‌گوید:

به تنزیل شد «هل اتی» از چه مُنزَل                     نبی را زِ «بلِّغ» چرا کرد عتبی

و پیداست که مرادش از «بلّغ» آیۀ تبلیغ ولایت است که در غدیر خم نازل شد. ملا عبدالرزاق فیّاض لاهیجی خود در ادامۀ همین چکامه چنین گوید:

به روز غدیر از برای که می‌گفت                    به بالای منبر نبی «لست اولی»

برای که بود این که گردید صادر                   حدیثی که نقل است در «طیر مشوی»

چرا کرد امرِ سلامِ امامت                            چرا اجر تبلیغ شد حبّ قربی

کسی کاین فضایل مر او راست ثابت              کسی کاین دلایل در او هست مجرا

بود در امامت ز هر غیر سابق                       بود در خلافت ز هر غیر اَحری(47)

نظیری نیشابوری(م1083ق):

فراز منبر یوم الغدیر، این رمزیست               که سر زحبیب محمّد، علی برآورده

حدیث «لحمک لحمی» بیان این معنی ست       که بر لسان مبارک پیمبر آورده

خدای از آدمشان تا به آل عبد مناف               به صلب پاک و به بطن مطهّر آورده

نهاده وقت ولادت به خاک کعبه جبین              نیاز و بندگی از بطن مادر آورده

هزار شاهد صادق به مجمع اسلام                  به دعوی «انا صدّیق اکبر» آورده(48)

قرن دوازدهم:

حزین لاهیجی(1103ـ 1181ق):

آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم            با درد و غم عشق سرشتند خمیرم

مستی مرا نیست به دنباله خماری                   پیمانه کش میکده خمّ غدیرم

پس از چند بیت در ادامه گوید:

می‌گویم و دانم که ره رسم و ادب نیست         نامی که بود صیقل زنگار ضمیرم

برهان ازل، فیض ابد، مظهر اوّل                    ایمان من و دین من و هادی و پیرم

سلطان قدر، حیدر صفدر که ز مدحش          بگرفته بلندی سخن عرشْ سریرم(49)

عاشق اصفهانی، محمّد (1111ـ 1181ق):

در چکامه‌ای به مطلع:

چند باشد از قضا فرمانده و فرمان پذیر            در چمن زاغ سیه دل، در قفس، بلبل اسیر

پس از گلایه و شکوای شاعرانه از روزگارش به نام مولای غدیر پناه می‌برد و می‌گوید:

چرخ با من دشمن و جز آستان بوتراب             نیست جای دیگر از بهرِ پناهم دلپذیر

آن که پیش از مهد بستی صولت او دست دیو      آن که در گهواره کُشتی گاه اژدر، گاه شیر

آن که حاصل گشت از وی دین ایزد را کمال    چون به نصّ مصطفی مخصوص شد روز غدیر(50)

محمّدرفیع لامع (متولّد 1076ـ ؟ق):

محمّدرفیع بن عبدالکریم درمیانی، متخلّص به «لامع» اشعار بسیاری در مدح حضرت امیر(ع) دارد که در ضمن یکی از آن‌ها گوید:

«من کنت مولاه» از نبی در شأن او شد منجلی      مولای انس و جان علی، قسّام نیران و جنان(51)

میر شمس‌الدین فقیر دهلوی(1115ـ 1183ق):

با عنایت به آیۀ شریفۀ «الیوم اکملت لکم دینکم» (مائده،3) گوید:

آن وارث ملک لایزالی                         شاهنشه دین، علیّ عالی

آن مجمل شرع از او مفصّل                  وآن دین خدا به او مکمّل(52)

لطف‌علی بیک آذر بیگدلی(1134ـ 1195ق):

شنیدم به فرمان حیّ قدیر                     علی را پیمبر به روز غدیر

به بالای سر برد و با خلق گفت             که تا چند از این راز باید نهفت

از آنان که دارندم آیین و کیش               شمارد مرا هر که مولای خویش

پس از من بداند که مولا علیست            ز هرکس به مولایی اولی علیست

بود بس صحیح این خبر پیش من             تو گفتی که بودم در آن انجمن(53)

پانوشت‌ها:

37.دیوان ابن یمین فریومدی، تصحیح باستانی راد، انتشارات سنایی، ص 10. گفتنی است که ابن یمین قصاید بسیاری در مدح مولا ـ علیه السلام ـ سروده که دیوانش موجود است.

38.مجالس المؤمنین، ج2، ص664.

39.مجالس المؤمنین، ج2، ص629 و 630؛ فصلنامه طلایه، سال اول، دفتر چهارم، زمستان 1366، ص36 به بعد. مولانا کاشی قصاید فراوانی در مدح حضرت مولا علی سروده که برخی از آنها در مجالس المؤمنین (ج2 ص627ـ642) نقل شده است.

40.آینه آفتاب، ص124و 125.

41.مجالس المؤمنین، ج1، ص523ـ526.

42.همان، ج2، ص690و691.

43.همان، ج 2، 689.

44.همان، ج1، ص3. نثاری تونی نیز از شاعران شیعی در قرن دهم است که با اشاره به غدیرخم گوید:

ایزدش مظهر العجایب خواند

احمدش یار گفت و نایب خواند

        ر.ک: سرو و تذور، نثاری تونی، تصحیح آقای یاحقی، چاپ اول انتشارات سروش، 1368ش،ص25.

45.دیوان صائب تبریزی، به تصحیح محمد قهرمان، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1370ش، ج6، ص3543.

46.همان، ج6، ص3542.

47.دیوان فیّاض لاهیجی، تصحیح امیر بانوی کریمی، دانشگاه تهران، 1372ش، ص26.

48.دیوان نظیری نیشابوری، ص491ـ494، بنا به نقل استاد محمد رضا حکیمی در کتاب جهشها، ص110ـ.111

49.دیوان محمد علی حزین لاهیجی، با مقدمه بیژن مترقّی، کتابفروشی خیّام، 1350ش، ص181 و 182.

50.آینه آفتاب، ص263.

51.دیوان لامع، به کوشش محمد رفیعی ـ مظاهر مصفّا، 1365ش، ص46ـ48.

52.گنجینه عرفان، حسین قربانی، چاپ سوم، تهران، مهرآیئن، 1374ش، ص48.

53.دیوان آذر، تصحیح سادات ناصری ـ غلامحسین بیگدلی، چاپخانه علمی جاویدان، 1366ش، ص414ـ416.

قسمت سوم

منبع: کتابخانۀ آستان قدس رضوی

Print
1641 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com