کندوکاوی در اسناد تعزیه قسمت نخست

کندوکاوی در اسناد تعزیه قسمت نخست

تعزیه از چه زمانی آغاز شد؟

گلی زواره

غلامرضا قمشه‌ای

 تعزیه، روایت حماسه‌ای مقدس؛ اما خونین است که دو جبهه را به تصویر می‌کشد؛ یکی مسیر سقوط را طی می‌کند و دیگری صعود به سوی عرشیان و قدسیان را پیش گرفته است. نبردی در آن ترسیم می‌گردد که در یک سویش شجاعت، ایمان و فداکاری قرار می‌گیرد و در طرف مقابل همه تزویرها و شقاوت‌های شیطان قامت راست می‌کند. سرانجام این صحنه‌ها پیروزی خون بر شمشیر را به تماشاگران می‌آموزد...

در این نمایش زیبای مذهبی، اندیشه‌های عالی در قالب احساسات و عواطف پاک به مردم انتقال می‌یابد و تعبد عامۀ مردم در واژه‌ها و استعاره‌هایی عرضه می‌گردد که بر اثر آن وحدت دینی و عاطفی بین نظاره‌گران پدید می‌آورد و مرزها را از بین می‌برد. در تعزیه اهل آسمان در عزای عزیزترین انسان‌ها سینه چاک می‌کنند و حتی وحوش هم به خاطر مصائب سختی که بر آدمیان می‌رود، ماتم زده هستند. در این برنامه، گریه، سوگ، شادی، هجو و سخره در پی هدفی واحد باهم می‌آمیزند و رنگِ یکنواختی را از آن می‌زدایند و تماشاگران را تا آخر با خود همراه می‌سازند.

دربارۀ تعزیه‌خوانی از کی پدید آمده و چگونه شکل گرفته نظرات مختلفی مطرح است: گفته می‌شود پس از واقعۀ کربلا یزید جنایت‌پیشه به جانیان کربلا گفت:

«تمایل دارم واقعۀ طف را مشاهده کنم.»

آنان نیز فرمانش را اطاعت کردند و این واقعۀ اسفناک را برایش به نمایش درآوردند. [۱]

اگر چنین ادعایی صحت داشته باشد، این برنامه یک نمایش تعزیه به حساب می‌آید. ادوارد براون با استناد به دو متن فارسی و آلمانی، پیدایش تعزیه را به قرن چهارم هجری نسبت می‌دهد. [2]

در تاریخ ابن کثیر شامی آمده است:

«معزالدوله احمد بن بویه در بغداد در دهۀ اول محرم امر کرد تمامی بازارهای بغداد را ببندند. مردم لباس عزا پوشیدند و به تعزیه سیدالشهدا بپردازند.»[۳]

البته آنچه از این مطالب در مورد تعزیه استفاده می‌شود، مراسم عزاداری دهه ماه محرم به صورت علنی و رسمی است، نه نمایش تعزیه و این‌که در تاریخ مذهبی قم تاریخ تعزیه را به زمان آل‌بویه رسانیده، درست نیست.[4]

برخی خواسته‌اند تاریخ پیدایش این سوگنامه‌های مذهبی را عصر صفویه قلمداد کنند و یکی از این قرائن را اظهارات اسکندر بیک ترکمان در تاریخ خود دانسته‌اند که نوشته است:

«شب عاشورا که مردم این طرف (سپاه ایران) به تعزیه حضرت سیدالشهدا(ع) قیام داشتند، غوغای عاشوریانِ اردو بازار را، محصوران قلعه (ایروان) شورش و غلغله یورش تصور نموده جمعی که راضی به مصالحه و قلعه دادن نمی‌شدند، از خواب غفلت برآمده از روی اضطرار دست در دامن تشفع شریف پاشا (فرمانده سپاه عثمانی) زدند و روز عاشورا که مقتل سیدالشهدا بود و حضرت اعلی (شاه عباس) به‌رسم معهود و سبیل معتاد لباس ماتم و سوگواری پوشیده و به لوازم مشغول بودند.» [5]

چنانچه از سیاق این نوشتار برمی‌آید در عصر مذکور، تعزیه به شکل ویژۀ خود متداول نبوده و همان سوگواری به شکل سینه‌زنی و نوحه‌خوانی تحت عنوان تعزیه در منابع تاریخ ضبط گردیده‌اند.

البته گزارش‌های متعددی از اجتماعات مزبور توسط سیاحان، مبلغان و فرستادگان سیاسی اروپایی به ثبت رسیده که طی آن‌ها از اشخاصی سخن گفته‌اند که ملبّس به جامه‌های الوان بوده و به صورت منظم پیاده‌روی می‌کردند، یا سوار بر اسب‌ها و شترها باز آفرینندۀ وقایعی بودند که حادثۀ کربلا را در اذهان تداعی می‌کرد. همچنین بر اساس این سفرنامه‌ها، نبردهای نمایشی توسط صدها تن از سوگواران با جامه‌های مخصوص اما همگون و مسلح به تیر و کمان و شمشیر و سلاح‌های دیگر به‌طور آهسته بازی می‌شد و سراسر آن با سوگ نوا همراهی می‌گردید و تماشاگران که در امتداد گذرگاه‌ها صف می‌کشیدند، بر سینه می‌زدند و در حالی که دسته عزا از کنارشان عبور می‌کرد، فریاد می‌زدند: حسین! حسین! [6]

گرچه سوگواری برای اهل‌بیت (ع) در این دوره رونق فزاینده‌ای یافت و برای افزایش هیجان مردم و پیوستن به جمعیت عزادار، طبل و سنج رایج گشت و ادوات جنگی که در میدان رزم کاربرد داشت، مورد استفاده ماتم‌سرایان قرار گرفت و در میدان‌های عمومی مرکب بدون راکب را به‌عنوان نمادی از ذوالجناح می‌گردانیدند؛ اما تعزیه هنوز رسم نشده بود. «ادام اولئاریوس» که در زمان شاه صفی در اردبیل بوده شرح مبسوطی از مشهودات خود داده و ترتیب عزاداری را ذکر نموده ولی هیچ اشاره‌ای به تعزیه ننموده است. [7] و از برپا کردن مجالس عزاداری به صورت نمایش مذهبی یا به اصطلاح تعزیه در این دوره هیچ نشانی نیست و مورخان در آثار خود از آن سخنی نگفته‌اند [8] و این‌که برخی خاطر نشان ساخته‌اند تعزیه در عصر صفویه به وجود آمده است، با هیچ دلیل و مدرکی همراه نیست.

البته گاه به اشتباه هرگونه سوگواری را تعزیه قلمداد کرده‌اند و با تعبیری که ما از هنر نمایشی تعزیه داریم، تطبیق نمی‌کند و هیچ‌گونه نسخۀ خطی هم که تاریخ آن زمان را با خود داشته باشد، در جایی به دست نیامده است.

مرحوم دکتر محمدجعفر محجوب نوشته است:

«برای اثبات این‌که تعزیه در دورۀ صفویه وجود داشته، هیچ مدرک مستندی در دست نداریم در عوض دلایل قوی برای رد وجود آن در آن دوره وجود دارد. [9]

«شوالیه ژان شاردن»، سیاحی هوشمند و زیرک بود، وی که سالیان درازی در اوج قدرت صفوی در ایران زیست، ماحصل مشاهدات خود را به صورت سیاحت‌نامه‌ای چند جلدی (که به فارسی ترجمه شده) درآورد. کسانی که با این اثر آشنایند، می‌دانند وی کسی نبود که از آوردن مجالس تعزیه و نمایش‌های ایرانی حتی با ذکر جزئیات فروگذاری کند؛ خاصه از آن جهت که مراسم سوگواری محرم را با دقت همیشگی خود شرح داده است.

برخی تعزیه‌پژوهان اذعان می‌دارند موفق شده‌اند سندی به دست آورند که نشان می‌دهد تعزیه‌خوانی در آخرین سال‌های دوران صفوی وجود داشته است. این ادعا بر اساس گزارشی است از دو سیاح خارجی به نام‌های «سالامون» انگلیسی و «وان گوگ» هلندی که در سفرنامه‌های خود (از سال ۱۷۳۴ تا ۱۷۳۶ م یعنی سه سال آخر حکومت صفویان) در اصفهان از اجرای یک نوع تعزیه‌خوانی که روی عرابه‌ها صورت می‌گرفته خبر می‌دهند. [10] حال آن‌که گزارش‌های مورد اشاره تنها می‌توانند دلالت بر شبیه‌گردانی و شبیه‌سازی کنند، نه تعزیه‌خوانی و تفاوت این دو برای یک فرد اروپایی کار آسانی نیست و آنچه آن دو سیاح نگاشته‌اند حکایت از انجام مراسم سوگواری روی عرابه دارد و مشاهداتشان فاقد عنصر نمایشی تحت عنوان تعزیه از حیث گفتگو، حرکت و انتقال حرکات به خاطر تماشاگران است. [11]

 

اما می‌توان بر اساس پاره‌ای شواهد تاریخی و مستندات مورخان و سیاحان، خاطرنشان ساخت که تعزیه در دوران صفویه مراحل ابتدایی و مقدماتی را سپری می‌کرده و در عصر زندیه حضور خود را اعلام کرده و شکل گرفته است. نوشته‌اند در عهد کریم‌خان‌زند سفیری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت وی شرحی در تعریف نمایش‌های حزن‌انگیز بیان کرد. او با شنیدن مطالب آن سفیر دستور داد که صحنه‌هایی از وقایع کربلا و سرگذشت هفتاد و دو تن شهیدان نینوا ساختند و از آن حوادث غم‌انگیز مذهبی نمایش‌هایی ترتیب دادند که به تعزیه معروف گشت. [12] «کریمسکی» در کتاب «تئاتر ایران» که در سال ۱۹۲۵ میلادی تألیف شده اجرای این نمایش را مربوط به دوران زندیه می‌داند. [13] اما قدیمی‌ترین مدرک مستند که دربارۀ تعزیه‌خوانی در دست است سفرنامه ویلیام فرانکلین است که سفرش طی سال‌های ۱۲۰۱ ـ ۱۲۰۲ ه.ق به شیراز صورت گرفته است. نامبرده چند مجلس تعزیه از جمله میانجی‌گری سفیر فرنگی دربار یزید، آب فرات و عروسی حضرت قاسم(ع) را مشاهده نموده است. [14] نصرالله فلسفی از قول یک نسخۀ خطی اجرای نمایش تعزیه را به عصر کریم‌خان‌زند می‌رساند و حسن مشحون این ادعا را تأیید می‌کند. [15]

میرزا حسن حسینی فسایی در کتاب «فارس نامه ناصری» می‌نویسد:

«کریم‌خان‌زند در آخر روز ذی‌الحجه برای تعقیب و استقبال محمدحسن خان از شیراز خارج شد؛ وارد باغ دلگشا گردید و ایام عاشورای ۱۱۷۲ ه.ق را در آن باغ به تعزیه‌داری خامس آل عبا گذرانید.»[16]

حسن نراقی نیز خاطرنشان می‌سازد:

«از عهد کریم‌خان‌زند تعزیه‌خوانی و شبیه سازی باب شد.» [17]

«گویینو» که حدود یکصد صفحه از کتاب مشهور خود را به پیدایش تعزیه اختصاص داده، از مضمون مطالبش به وضوح مشخص می‌گردد که تعزیه در زمان زندیه پدید آمده است. «هنری ماسه» هم در کتاب «معتقدات و آداب ایرانی» بر این ادعا مهر تأیید می‌زند. [۱۸] دکتر حسن خوب‌نظر، می‌نویسد:

«بعد از کشته شدن لطفعلی‌خان زند به دست آغامحمدخان قاجار تأثر عمیق مردم از این ماجرای غم‌انگیز سفاکانه (خون‌ریزانه) در مجالس تعزیه پدیدار شده و به یادش در نمایش‌های مزبور می‌گریستند.» [19]

دکتر محمدجعفر محجوب می‌گوید:

«برخی اخبار شفاهی حاکی از آن است که از زمان کریم‌خان زند چندین تعزیه‌نامه در فارس وجود داشته‌اند؛ اما از آن‌جا که کاغذ آن‌ها پوسیده و در حال از بین رفتن بود از متن‌هایشان نسخه برداری شد و دست‌نویس‌ها را به خاطر آن‌که نام خداوند و معصومین روی آن‌ها نگاشته شده بود با آب شستشو دادند.»[20]

اما این‌که آن تعزیه‌ها در آن زمان کامل و از حیث ترکیب مطالب و تلفیق مضامین، متن اشعار و نحوۀ توالی صحنه‌ها و رویدادها خالی از هرگونه اشکالی بوده یا خیر، ـ گرچه این نسخه‌ها در اختیار نبوده تا با بررسی آن‌ها بتوان قضاوت کرد- اما برحسب قرائن باید گفت چون گام‌های اولیه را پشت سر می‌نهاده و برحسب نوشته‌های ویلیام فرانکلین و هانری ماسه در این متون نظم و نثر درآمیخته با یکدیگر بوده‌اند که بعدها راه تکامل را پیموده و با استعانت از ذوق سرایندگان تعزیه و قریحۀ شاعران معروف و عاشق خاندان عصمت و طهارت (ع) به نمودهای مذهبی و آئینی خوبی دست‌یافته‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

[1] تعزیه در ایران و دو مجلس آن، ابراهیم بوذری، تهران، وزارت فرهنگ و هنر، ص 9.

[2] تاریخ ادبیات ایران، ادوارد براون، جا، ص 30 ـ 31.

[3] آل بویه، علی اصغر فقیهی، ص 467.

[4] تاریخ مذهبی قم، ص 326.

[5] عالم آرای عباسی، ج 2، ص 655; زندگانی شاه عباس اوّل، نصرالله فلسفی، ج 3، ص 10.

[6] تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، گردآورنده: پیتر چلکووسکی، ترجمه داود حاتمی، ص 10.

[7] سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی، بخش اول، ص 335 ـ 336.

[8] تاریخ موسیقی، حسن مشحون، ج 1، ص 402.

[9] تعزیه هنر بومی و پیشرو ایران، ص 188.

[10] فصلنامه هنر، ش 2، زمستان 61، بهار 62، ص 161.

[11] شیراز، خاستگاه تعزیه، صادق همایونی، ص 113.

[12] تاریخ انقلاب اسلامی، نسخه خطی کتابخانه ملی تهران، ص 604 به نقل از زندگانی شاه عباس، ج 3، ص 10.

[13] فصلنامه هنر، همان، ص 161.

[14] مشاهدات سفر ازینگال به ایران، ویلیام فرانکلین، ترجمه محسن جاویدان، ص 72 ـ 73.

[15] تاریخ موسیقی، حسن مشحون، ج 1، ص 402.

[16] شیراز، خاستگاه تعزیه، صادق همایونی، ص 42.

[17] تاریخ اجتماعی کاشان، حسن نراقی، ص 107.

[18] تعزیه در ایران، صادق همایونی، ص 202.

[19] جانشینان کریم خان زند، دکتر حسن خوب نظر، ص 121.

 [20] تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ص 188.

منبع: سایت کرب و بلا

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

Print
2003 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com