گونه شناسی اوصاف حضرت علی علیه السلام در شعر فارسی - قسمت نخست

گونه شناسی اوصاف حضرت علی علیه السلام در شعر فارسی - قسمت نخست

محمدرضا صرفی

مقدمه:

توصیف عبارت است از برشمردن و مجسم کردن ویژگی‌های یک پدیده یا یک شخصیت به ‌شکلی زنده و پویا، به گونه‌ای که پس از خواندن یا شنیدن توصیف، همان احساس نویسنده یا گوینده در خواننده ایجاد شود. هدف اصلی از توصیف، تجسم موصوف و نشان دادن برخی از ویژگی‌های او به صورت برجسته است. گستره توصیف در ادبیات بسیار وسیع است و شامل زیر مجموعۀ متنوعی از طبیعت، روزگار، حیوانات، زمان و مکان، عواطف و حالات درونی آدمیان، و ظاهر و منش انسان‌ها و... می‌شود. در مقالۀ حاضر، اوصاف برجسته‌ترین و زیباترین شخصیت انسانی، یعنی حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در شعر فارسی بررسی شده است و نویسنده قصد دارد با تجزیه و تحلیل و قرار دادن اوصاف آن حضرت در بستر اعتقادات و آرمان‌های شاعران پارسی‌گو، گونه‌های مختلف اوصاف حضرت علی(ع) را در شعر فارسی نشان دهد.

اهمیت پرداختن به این موضوع در آن است که نشان خواهد داد شاعران به کدام صفات حضرت توجه کرده و هریک چه گونه برداشتی از آن شخصیت والا و بی‌نظیر داشته‌اند. و از آن‌جا که شاعران، به دلیل ذوق سرشار و موهبت‌های الهی که به آن‌ها عطا شده، از نگاهی دقیق‌تر نسبت به سایرین برخوردارند و چیزی را که دیگران به آن می‌اندیشند یا به صورتی ناقص دریافت می‌کنند، بهتر می‌بینند و بیان می‌کنند؛ سخن آنان را می‌توان متجلی‌کنندۀ بینش مردم روزگارشان از مسائل به حساب آورد. بنابراین، اوصافی را که شاعران برای حضرت در نظر گرفته‌اند، می‌توان عصارۀ اوصاف و اعتقاداتی دانست که عموم مردم، حضرت را از چشم‌انداز آن دیده‌اند. به‌علاوه، بهره‌گیری از طبع ظریف و احساسات شاعرانه به ما کمک بزرگی در جهت شناخت ویژگی‌های اخلاقی، روحی و ظاهری حضرت علی(ع) خواهد کرد و ما را به هدف گونه‌شناختی خود از شخصیت و اوصاف آن حضرت رهنمون خواهد شد. یادآوری می‌شود که در این نوشته، مراد ما از صفت به معنای دستوری آن محدود نمی‌شود.

بررسی و استخراج و طبقه‌بندی اوصاف حضرت علی(ع) در این گفتار، با بهره‌گیری از روش گونه شناسی و فن تحلیل محتوا انجام شده است.

گونه شناسی عبارت است از تقسیم‌بندی و تنظیم یافته‌ها بر اساس مشخصات آن‌ها و با توجه به معیار یا ضوابط خاص. خصایص اصلی گونه شناسی عبارت است از سازندگی، تعبیه فضای خاص، جداسازی، تقلیل، تبلور و کمّی سازی و اتکا به واقعیت تجربی؛ و تحلیل محتوا عبارت از مطالعۀ منظم، عینی و کمّی محتوای آثار ادبی است. (ساروخانی 1377: ‌ص 255 به بعد).

ترتیب ارائۀ مطالب در این مقاله بدین‌صورت خواهد بود که ابتدا شیوه‌های توصیف و مراتب تبیین اوصاف امام علی(ع) بررسی می‌شود؛ آن‌گاه بر اساس اشعاری که برخی از شاعران مهم پارسی‌زبان در ستایش آن حضرت سروده‌اند، اوصاف ایشان استخراج و طبقه‌بندی می‌شود؛ و در نهایت، ویژگی‌های گونه‌شناختی و نقشی این اوصاف برشمرده خواهد شد.

شاعران مورد نظر در این گفتار عبارت‌اند از: کسایی مروزی، فردوسی، عطار، ابن‌یمین فریومدی، سنایی، حلاج، فؤاد کرمانی (فتح‌الله قدسی)، سعدی، حافظ، خواجوی کرمانی، شاه نعمت‌اللّه ولی، قاآنی، محتشم کاشانی، فروغی بسطامی، بهار و شهریار.

شیوه‌های توصیف:

در آثار ادبی، توصیف نقش فوق‌العاده مهمی دارد. هرگونه تصویرگری به نوعی با توصیف ارتباط دارد و در شکل‌گیری آن نقشی را به عهده می‌گیرد. توصیف یکی از عناصر مهم و عمده پدیدآورندۀ فضا و رنگ محسوب می‌شود و علاوه بر جزئیات جسمانی و روحی موصوف، مجموعه تأثیر مفروض بر خواننده را هم در برمی‌گیرد. توصیف اشخاص در آثار ادبی کلاسیک نسبت به آثار ادبی جدید تفاوت‌هایی دارد. به این معنا که در این نوع آثار، توصیفات بیش‌تر شامل شخصیت‌های اصلی می‌شود و در همین موارد نیز به جزئیات تعیین‌کننده، کم‌تر پرداخته می‌شود. براهنی معتقد است که در این نوع آثار، «هیچ چیز جزءبه‌جزء و به صورت عینی و دقیق توصیف نگردیده است و تمام نویسندگان آن‌ها را از یک حالت گریز از مرکز، شروع به تشریح و توصیف کرده‌اند (براهنی 1362: ص 51). به علاوه، ویژگی‌های نفسانی و از جمله عمل روشن نیست (حمیدیان 1372: ص 401). اما این ویژگی‌ها را نمی‌توان در مورد همۀ آثار کاملاً صادق دانست، چنان‌که نمی‌توان آن‌ها را یکسره باطل و بیهوده تصور کرد. برخی از اوصافی که دربارۀ حضرت علی(ع) در شعر شاعران پارسی‌گو آمده چنان دقیق و جزءبه‌جزء است که شعر آن‌ها را به شعر و داستان‌پردازی جدید نزدیک می‌کند.

پیش از طبقه‌بندی و گونه‌شناسی اوصاف حضرت علی(ع)، لازم است که شیوه‌ها و انواع توصیف مربوط به حضرت ایشان را با ذکر نمونه‌هایی از شعر فارسی پی‌گیری کنیم.

توصیف گسترده:

گاه شاعر با ورود به جزئیات اوصاف مربوط به موصوف، کلام را در هر لحظه به‌شکلی پی می‌گیرد و بدین طریق قصد دارد، ضمن ایجاد التذاذ برای خواننده، برخی از ویژگی‌های موصوف را برجسته سازد. در این حالت، برای هر یک از صفات جمله‌های موصولی گوناگونی در کلام ذکر می‌شود تا آن صفت را با وضوح و روشنی مجسم سازد و زمینه لازم را برای درک صحیح خواننده و متقاعد ساختن وی فراهم آورد. از نمونه‌های زیبای توصیف گسترده دربارۀ حضرت علی(ع) تنها به وصف محتشم کاشانی بسنده می‌کنیم:

سرور فرخ‌‌رخِ عادل دُلُدل سوار                        قِسور جنگ‌آور اژدر در لیث انتقام

حیدر صفدر که در رزم، از تنِ شیرِ فلک            جان برآرد، چون برآرد تیغِ خونریز از نیام

ساقی کوثر که تا ساقی نگردد در بهشت              انبیا را ز آب کوثر، تر نخواهد گشت کام

فاتح خیبر که گر بودی زمین را حلقه‌ای               در زمان کندی و افکندی در این فیروزه بام

(محتشم کاشانی 1370: ‌ص 174-175)

توصیف فشرده:

توصیف فشرده در برابر توصیف گسترده قرار دارد. با توصیف فشرده ویژگی‌های عمدۀ موصوف در قالب یک کلمه ریخته می‌شود و نویسنده با استفاده از ترکیب‌های وصفی، اضافه‌های استعاری، تشبیهی، جانشین‌سازی صفت به جای موصوف و بهره‌گیری از برخی شکل‌های کنایه به توصیف می‌پردازد. در این موارد، هر یک از توصیف‌ها دربارۀ اشخاص حقیقی و قهرمانان آرمانی بشر، ژرف ساخت واقعه یا مجموعه وقایعی را در برمی‌گیرد که بدون آشنایی با آن‌ها درک دقیق و جزء به جزءِ آن اوصاف امکان‌پذیر نخواهد بود. نویسنده یا شاعر در چنین حالتی توصیف خود را متکی به دانش مکملی می‌داند که در ذهن خواننده باید وجود داشته باشد، تا بتواند بر مبنای آن‌ها نانوشته‌های متن را در ذهن خود بازنویسی کند.

مهم‌ترین جلوۀ توصیف‌های فشرده بهره‌گیری از صفت به جای موصوف است. در کتاب‌های دستوری آمده است که برخی از واژگان یا گروه‌ها، گاهی تغییر مقوله دستوری می‌دهند و از یک مقوله به مقوله دیگر می‌روند و نقش‌ها و حالات مقوله‌ای را می‌پذیرند که جانشین آن شده‌اند (انوری 1376: ص 19) و صفت‌های بیانی به‌راحتی جانشین اسم می‌شوند. در این حالت، صفات بیانی دیگر صفت نیستند که اسمی را توصیف کنند؛ بلکه خود اسم‌هایی هستند که می‌توانند تمام ویژگی‌های اسم را بپذیرند و برای مثال، صفت و مضافٌ‌الیه یا نشانه نکره بگیرند و نقش‌های اسم را در جمله ایفا کنند. صفات جانشین موصوف بر مبالغه و تأکید دلالت می‌کند (فرشیدورد 1373: ص 402)؛ زیرا تبلور موصوف را در یک صفت ویژه نمایان می‌سازند و تمام ویژگی‌های موصوف خود را به صورت برجسته در یک کلمه باز می‌نمایند. در این حال، این صفات در خود نوعی «تشخیص» را نهفته دارند؛ زیرا صفت در بنیان خود نوعی مفهوم یا معنا است که وجود خارجی ندارد و وجود آن را باید در وجود موصوف مشاهده کرد. چنان‌که مثلاً زیبایی در وجود گل موجودیت می‌یابد و شجاعت یا سخاوت یا عدالت در وجود حضرت علی(ع).

در علم بیان، از این‌گونه صفاتِ جانشینِ موصوف با عنوان کنایه از صفت یاد شده است و در تعریف آن گفته‌اند که «کنایه‌ای است که هدف از آن، بیان صفتی از موصوف باشد و مراد از صفت، صفت نحوی نیست؛ بلکه هر مفهومی را در برمی‌گیرد، مانند «افکنده سر» که دلالت بر «شرمساری» دارد.» (فشارکی 1370: ص 406)» کنایه از موصوف نیز در شمار اوصاف فشرده است. در کنایه از موصوف، صفت یا مجموعه چند صفت یا جمله و عبارتی وصفی (صفت و موصوف، مضاف و مضافٌ‌الیه) در کلام می‌آید که باید از طریق آن‌ها متوجه موصوف شویم. به عبارت دیگر، گوینده وصف یا صفتی را در کلام ذکر و از آن موصوفی را اراده می‌کند؛ مثلاً از بیت‌الحرام (خانه خدا)، متوجه دل می‌شویم (شمیسا 1370: ص 236). برخی از کاربردهای کنایه از صفت یا موصوف به یک موصوف خاص تخصیص یافته‌اند و گونه‌ای از کنایه از ذات هستند. در این شکل، درک معنی کنایه آسان است؛ چنان‌که از صفت «امیرالمؤمنین» بلافاصله «حضرت علی(ع)» به ذهن می‌آید.

استفاده از توصیف فشرده در بیان اوصاف حضرت علی(ع) رایج‌ترین شیوۀ توصیف آن حضرت در شعر شاعران است. چنان‌که برای نمونه در ابیات زیر، شیر خدا، صفدر میدان، بحر جود، جان‌بخش در نماز، جهان سوز در دعا، دیباچه مروت، دیوان معرفت، لشکرکش فتوت، سردار اتقیا، که به گونه تنسیق‌الصفات به هم پیوسته‌اند، همگی صفات جانشین موصوف و از نوع توصیفات فشرده برای حضرت علی (ع) محسوب می‌شوند.

شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود       جان‌بخش در نماز و جهان سوز در دعا

دیباچۀ مروت و دیوان معرفت              لشکرکش فتوت و سردار اتقیا

(سعدی 1365: ص 702)

از چشم‌انداز دیگر، اوصاف حضرت علی(ع) در شعر فارسی تفکیک‌پذیر در دو مقوله وصف ظاهر و وصف‌منش است. این دو دسته از اوصاف را زیر عنوان توصیف بیرونی و توصیف درونی جای می‌دهیم و به معرفی مختصر آن‌ها می‌پردازیم.

توصیف بیرونی:

منظور از توصیف بیرونی بیان ویژگی‌های جسمانی و ظاهری یک شخصیت است. شاعران بیان اوصاف ظاهری امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان طریقی برای معرفی و شناساندن ویژگی‌های معنوی آن حضرت به کار گرفته‌اند، به همین سبب، خواننده از اوصاف ظاهری نمی‌تواند دقیقاً ویژگی‌های ظاهری و جسمانی منحصر به فرد آن حضرت را دریابد و «اساساً در ادبیات کهن فارسی و عربی کسی که صفات و شمایل ظاهری او کاملاً احصا شده و از طریق مختلف و صحیح نقل شده باشد جز پیامبر اکرم(ص) وجود ندارد.» (رافعی 1361: ص 200).

در اشعار مورد بررسی، به‌ندرت به اوصاف ظاهری آن حضرت توجه شده است. نمونه‌ای از این نوع توصیف به قرار زیر است:

از نور روی اوست که عالم منور است        حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور است

(شاه نعمت‌الله ولی 1370: ص 4)

آفتاب از طلعت او شد منور                    آسمان از خرمن وی خوشه‌چین شد

هم به صورت قبله ارباب معنی                 هم به معنی کعبه اهل یقین شد

(فروغی بسطامی: ص 70)

باطناً شمس و ظاهراً ماه است                    نور هر دو به خلق تابان است

(شاه نعمت‌الله ولی 1370: ص 5)

صورتش ماه است و معنی آفتاب و چشم ما        شب جمال ماه بیند روز در خور آفتاب

(ص 3)

یوسف مصر عالمش خوانم                           شاه تبریز و میر او جان است

(شاه نعمت‌الله ولی 1370: ص 5)

شاه خوبانی چو جولان می‌کنی بر پشت زین       ماه تابانی چو طالع می‌شوی از طرف بام

(محتشم کاشانی 1370: ص 142)

خسرو سیاره بر شیر فلک بودی سوار              چون به دلدل بر نشستی مرتضی روز وغا

(ابن یمین فریومدی 1363: ص 10)

از مجموعه اشعار بالا چنین استنباط می‌شود که:

1. پرداختن به اوصاف ظاهری آن حضرت به صورت کلی صورت گرفته است.

2. از مجموعه این اوصاف نمی‌توان تصویر دقیقی از آن حضرت در ذهن خود مجسم ساخت.

3. حضرت از نظر ظاهری با اوصافی چون نور، ماه، آفتاب و یوسف که هریک معانی نمادین متعدد و متنوعی دارند وصف شده‌اند.

4. مجموعه اوصاف ظاهری آن حضرت در خدمت بیان اوصاف معنوی و باطنی ایشان قرار گرفته است.

5. هر یک از این اوصاف به گونه‌ای نمایانگر ویژگی‌های مهم اخلاقی و روحی آن حضرت است.

توصیف درونی:

توصیف درونی شامل اوصاف مربوط به اخلاق و منش یک شخصیت و چگونگی روحیه و حالت وی در برابر یک عمل یا به هنگام مواجهه با پدیده‌ای خاص است. از آن‌جا که در طبقه‌بندی اوصاف آن حضرت، بیش‌تر بر اوصاف درونی ایشان تکیه شده است، در این‌جا فقط به اوصاف مربوط به حالت ایشان در برابر عمل ناشایست عمروبن عبدود، چنان‌که در مثنوی مولوی آمده است، بسنده می‌کنیم.

به گفتۀ مولانا، پس از آن‌که عمروبن عبدود خدو بر چهره مبارک آن حضرت می‌اندازد، ایشان شمشیر را می‌اندازند و از کشتن وی صرف‌نظر می‌کنند، و سپس در بیان دلیل عمل خویش، خود را بندۀ حق معرفی می‌فرمایند و ضمن نشان دادن حلم و صبر و داد و آزادگی خویش، تأکید می‌فرمایند که:

ز اجتهاد و از تحری رسته‌ام                آستین بر دامن حق بسته‌ام

چون‌که حُرّم خشم کی بندد مرا            نیست اینجا جز صفات حق در آ

(مولوی 1365: ج 1، ص 234)

اشعار مولانا در شمار قوی‌ترین اشعاری است که در ضمن آن‌ها منش و شخصیت آن حضرت به نمایش گذاشته شده است.

همچنین می‌توان توصیف‌های مربوط به آن حضرت را در شعر شاعران به توصیف‌های عمومی و توصیف‌های خاص یک شاعر تقسیم کرد. برخی از اوصاف آن حضرت در اشعار مورد نظر این مقاله بسامد بالایی دارند و در تقریباً تمام اشعاری که در ستایش آن حضرت سروده شده است، تکرار شده‌اند، اوصافی از قبیل: شجاعت، سخاوت، رحمت، عبادت، شاه مردان، امیرالمؤمنین، وصی مصطفی، ابن عم مصطفی، جفت بتول و... .

در مقابل، برخی از شاعران از زبانی خاص و ویژه در بیان اوصاف آن حضرت بهره گرفته‌اند و اوصافی را ذکر کرده‌اند که در شعر شاعران دیگر نیامده است و درواقع، برداشت‌های خاص این شاعران را از اوصاف حضرت علی(ع) دربرمی‌گیرد، از جمله:

در ذات خود چو نور تو را کردگار دید          با تو خطاب کرد به الطاف بی‌شمار

کای دانه مشیت و وی ریشه وجود               باش این زمان که از تو پدید آورم شمار

از حزم تو زمین کنم، از عزمت آسمان           از رحمت تو جنت و از هیبت تو نار

عنفت کنم مجسم و نامش نهم خزان              لطفت کنم مصور و نامش نهم بهار

از طلعت تو لاله برویانم از زمین                   وز سطوت تو موج برانگیزم از بحار

نقش دو کون را که نهان در وجود توست        بیرون کشم چو گوهر از آن بحر بی‌کنار

(قاآنی 1363: ص 229)

و نیز:

تفسیر عقل، ترجمۀ اولین ظهور                  تأویل عشق، ماحصل چارمین کتاب

روح رسول، زوج بتول، آیت وصول            منظور حق، محاسن مطلق، وجود ناب

تمثال روح، صورت جان، معنی خرد            همسال عشق، شیر خدا، میر کامیاب

گنج بقا، ذخیرۀ هستی، کلید فیض                امن جهان، امان خلایق، امین باب

مشکل‌گشای هرچه به گیتی ز خوب و زشت    روزی رسان هرچه به کیهان ز شیخ و شاب

(قاآنی 1363: ص‌ 97-98)

در این اشعار، نکتۀ دیگر در خور توجه آن است که اغلب شاعران از توصیف آن حضرت اقرار به عجز نموده و بیان داشته‌اند که حضرت علی(ع) برتر از هر توصیفی و برتر از توصیف‌کنندگان خویش است و اندیشه‌های محدود شاعران توان احاطه بر اوصاف بی‌کران ایشان را ندارد. این نکته با توجه به نمونه‌های زیر کاملاً روشن می‌شود:

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند        جبار در مناقب او گفته هل آتی

(سعدی 1365: ص: 702)

چو عقل و افئده را نشده ملکوت سرّ تو منکشف ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف

همه گفته‌اند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف فصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف

بلغای عصر به نطق خود شده‌اند لال تو یا علی

 (فؤاد کرمانی: ص 86)

من کجا و مدحت معجز کلامی همچو تو       خاصه با این شعر بی‌پرگار و نظم بی نظام

(محتشم کاشانی 1370: ص 142)

نی نی صفات من بود این‌ها نه وصف او           بشنو دلیل تا که نیفتی در اضطراب

آخر نه هر چه زاد ز هر چیز وصف اوست         زانسان که گرمی از شرر و مستی از شراب

(قاآنی 1363: ص 98)

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت        متحیرم چه گویم شه ملک لافتی را

(شهریار 1370: ص 98)

اوصاف مربوط به حضرت علی(ع) گوناگون و متعدد است. صحبت از هر یک از این صفات هرچند بسیار مفید است و می‌توان با مراجعه به منابعی که دربارۀ زندگی آن حضرت به‌تفصیل بحث و بررسی کرده‌اند، ریشه‌های واقعی این صفات و برداشت‌های دقیق و لطیف شاعران پارسی‌گو را از آن‌ها دریافت؛ اما به لحاظ محدودیت حجم مقاله، پرداختن به آن‌ها در این‌جا مجاز نیست و نیاز به تحقیقی مفصل دارد. از این‌رو، هم‌صدا با قاآنی، نام آن حضرت را «دیباچۀ مدایح و فهرست افتخار» می‌شماریم.

یک شخص را کنی به مثل گر هزار وصف         ذاتش همان یک است نخواهد شدن هزار

وحدت ز ذاتِ یک نشود دور اگر تواَش            هفتاد بار بر شمری یا هزار

خواهد کس آر ز روی حقیقت کند بیان              در یک نفس مدیح دو عالم به اختصار

نام تو را برد به زبان زانکه نام توست                 «دیباچه مدایح و فهرست افتخار»

هر مدح و منقبت که بوَد کائنات را                   بار  در نام تو نهفته چو در دانه برگ و بار

زیرا که هرچه بود نهان از دو حرف کن              هم بر سه حرف نام تو جسته است اعتبار

(قاآنی 1363: ص 230)

قسمت دوم

قسمت سوم

منبع: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

Print
536 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com