حضرت محمد (ص) در شعر معاصر - قسمت دوم

حضرت محمد (ص) در شعر معاصر - قسمت دوم

زهرا محدثی خراسانی

قسمت نخست

مدح و نعت رسول خدا (ص)

از میان چهار محوری که پیش از این در تقسیم بندی شعر نبوی به آن‌ها اشاره شد، دو محور «مدح و مبعث»، گستردگی بیش‌تری نسبت به دو محور دیگر دارد.

«مدح و نعت» رسول گرامی اسلام (ص) همیشه مورد توجه شاعران و نویسندگان بوده و هست. در بین قدما مرسوم بوده که هر کس کتابی می‌نوشته، در ابتدا فصلی را به حمد و ثنای پروردگار و رسول اکرم (ص) اختصاص می‌داده و این نکته به عنوان یک سنت نوشتاری مرسوم بوده است؛ هر چند مدح و نعت رسول اکرم (ص) در آثار عطار، فردوسی، مولانا و مشهود است؛ اما از این میان می‌توان به مدح و نعت رسول اکرم (ص) در خمسۀ نظامی گنجوی، به عنوان بهترین نمونۀ مدح و نعت که در بخش‌های پیش نیز یادآور شدیم، اشاره کرد؛ که از لطافت و زیبایی خاصی برخوردار است.

روشن شده چشم روزگار از چشمت                     جاری‌ست طراوت بهار از چشمت

«خورشید که اوج آسمان خانۀ اوست»                  مانده است همیشه یادگار از چشمت (18)

(حمید مبشر)

در شعر قدیم مدح و نعت به گونه‌ای بوده و در شعر معاصر به گونه‌ای دیگر. در بررسی شعر قدیم می‌بینیم که برشمردن صفات، بیان بزرگی و عظمت، یکی از وجوه جدایی ناپذیر شعر مدحی است. اما در شعر معاصر شاعر با بهره‌مندی از تشبیه و استعاره و دیگر صنایع ادبی و با زبانی نمادین، به مدح و نعت می‌پردازد؛ چنان‌که در رباعی مذکور شاعر چنین عمل کرده است.

در نگاه شاعر، خورشید که نماد روشنی‌بخش است، یادگار کوچکی از چشم فرستادۀ پروردگار است و به این شکل رفعت و عظمت شخصیت پیامبر اکرم (ص) را به تصویر می‌کشد.

تا ابد هستی و، حیران تو هستند همه                    خیره در جان درخشان تو هستند همه

از نهان‌گاه ازل تا به فراسوی ابد                         غرق امواج خروشان تو هستند همه

پاره‌ای از دل ربّانی تو خورشید است                   اختران پرتو چشمان تو هستند همه

هر نسیمی که گذشت از تو مسیحایی گشت           زنده از زندگی جان تو هستند همه

می‌وزد نام تو و عقل به خون می‌غلتد                   تیغ توحیدی و، قربان تو هستند همه

در تو هر کس که سفر کرد، خطر کرد خطر              کاشفان تو شهیدان تو هستند همه

هیچ کس نیمۀ پنهان تو را درک نکرد                    گیجِ آفاق نمایانِ تو هستند همه (19)

(قربان ولیئی)

در شعر یاد شده، شاعر با نگرشی عرفانی شخصیت پیامبر اعظم (ص) را مدح کرده و همۀ هستی را حیران محمد (ص) می‌داند و اجزایی از هستی چون: خورشید، ستارگان و را وامدار وجود مبارک آن حضرت می‌داند.

شاعر با بیانی شاعرانه و باورمند، حدیث «لَولاکَ لَما خَلَقتُ الاَفلاک» را به تصویر می‌کشد، چرا که این همان چیزی است که پروردگار در بیان عظمت و حقیقت وجودی شخصیت حضرت رسول (ص) فرموده است:

نام تو را خواندم و شعری سپید                         در غزلستان خیالم دمید

در پی نام تو غزل مستِ مست                          آمد و در خلوت شعرم نشست

نام تو آغاز شکوفایی است                                حرف تو لبریز ز گویایی است

پیش قدوم تو فلک خم شده                              سنگ پر از صحبت زمزم شده

بید اگر خم شده مجنون توست                            لاله اگر سوخته دلخون توست

سرو اگر قامتی افراشته                                     رایت سبز تو نگه داشته

گل چو به توصیف تو پرداخته                              گونه‌اش از شوق، گُل انداخته

آب ز حرف تو زلال آمده                                 رود از آن زمزمه حال آمده

غنچه به عطر نفست باز شد                                فصل شکفتن ز تو آغاز شد

بی‌تو صدای سخن دل نبود                                 شعر تر و حافظ و بیدل نبود (20)

(پرویز بیگی حبیب‌آبادی)

همان‌گونه که دربارۀ شعر قبل اشاره شد، این شعر نیز از همان ویژگی‌ها برخوردار است.

شاعر، حضرت محمد (ص) را آغاز شکوفایی می‌داند و این شکوفایی می‌تواند دو تعبیر داشته باشد:

1. به این معنا که پروردگار متعال، هستی را به خاطر وجود مبارک آن حضرت خلق کرده است.

2. محمد (ص)، با آوردن دین اسلام زندگی و شکوفایی را به بشریت تقدیم کرده است و اگر محمد (ص) نمی‌آمد، بشریت به قعر فنا و نابودی فرو می‌رفت. 

رحلت پیامبر اکرم (ص)

رحلت و شهادت هر یک از معصومین ما به نوعی در شعر آیینی بازتاب یافته است و شاعران در شعر خود عزادار و مرثیه‌سرای از دست دادن آنانند. با این همه این محور از شعر نبوی نسبت به سه محور یاد شده، بسیار کم‌فروغ است؛ چه قبل انقلاب و چه بعد از آن.

چنانچه در این موضوع کاوش کنیم در کتاب‌ها و مجلات با انبوهی از شعرهای مدحی و مبعثی و همچنین مولودیه برخورد می‌کنیم؛ ولی کم‌تر سروده‌ای را به عنوان مرثیه و سوگ‌سروده در این باره مشاهده می‌کنیم.

رفت از میان خلق، رسول خدا دریغ!                      زین غم به لرزه آمده، ارض و سما دریغ!

در سدره باز گوشه‌نشین شد امین وحی                    شد منقطع ز خلق، کلام خدا دریغ!

بر فرق روزگار چه از روزن قضا                           گردون فشاند خاک سیاه عزا دریغ!

یک سر بنای کون و مکان غرق آب کرد                    سیلاب اشک دیدۀ خیرالنّسا دریغ!

عالم دوباره تیره شد از ظلمت ضلال                       پنهان چو گشت باز چو شمس هدا دریغ!

سرگشته مردمان به بیابان گمرهی                         بر خاک نعش اطهر آن رهنما دریغ! (21)

(محمد نهاوندی)

در شعر فوق که شاعر تلاش دارد از رحلت رسول اکرم (ص) صحبت کند، می‌بینیم که از منظری گزارش‌گرایانه به رحلت ایشان پرداخته است و از قابلیت‌های زبان و تخیّل شاعرانه چیزی نمی‌بینیم.

می‌توان گفت که این شعر، یک گزارش منظوم پیرامون رحلت رسول اکرم (ص) است. این شعر را از آن رو در این قسمت‌آوردیم تا نشان دهیم در رابطه با رحلت رسول اکرم (ص) اشعار سروده شده، هم از لحاظ کمی و هم از منظر کیفی، قابل مقایسه با دیگر محورهای شعر نبوی نیست و اگر یک نگاه گذرا به مجموعه شعرهای آیینی تألیف شده، یا به مجوعه شعرهای معاصر بیندازیم، این نکته به راحتی قابل درک است. این کاستی در برخی از دیگر حوزه‌های مذهبی نیز مشهود است. به عنوان نمونه به راحتی نمی‌توانیم یک شعر پربار در رابطه با امام صادق (ع)، یا امام جواد (ع) بیابیم؛ گویا این حوزه‌های شعر آیینی هنوز تحت تصرّف زبان و خیال شاعر در نیامده است.

به پشت کوه حرا، زد نفس‌نفس خورشید                 که بی‌تو نور ندارد به چشم کس خورشید

به بال آینه، ای روشنایی توحید                          تو پر کشیدی و افتاد در قفس خورشید

پس از جدایی‌ات ای جاری رسالت نور                به بارگاه که روی آورد سپس خورشید؟

به این امید که گردد چراغ درگاهت                      نشسته بر سر راهت به این هوس خورشید

غروب در شفق کوهسار، سرخ نشست                  به خون تپید از این کوچِ زودرس خورشید

هزار بادیه از شرق تا به غرب از درد                  گلوی ناله به خود بست، چون جرس خورشید (22)

(غلامرضا شکوهی)

شاعر در این شعر، رحلت رسول اکرم (ص) را رفتن نور و روشنایی از دنیا می‌داند و غروب سرخ‌رنگ کوهساران و به خون تپیدن خورشید را متأثر از رحلت آن حضرت می‌پندارد. به این ترتیب بر آن است تا هستی را نیز در این سوگ شریک ببیند. 

پانوشت‌ها:

1. سورۀ اسراء، آیۀ ۸۱.

2. اشاره به پیشگویی کهنۀ یهود از ظهور حضرت اشاره دارد که به قول مشهور یکی از ایشان، در شب ولادت آن حضرت فریاد زد که: «هلا ستارۀ احمد!». تک: ته. زیج: محاسبات نجومی منجمان کهن، که در ته چاه انجام می‌شده است.

3. محمدعلی معلم، رجعت سرخ ستاره، انتشارات سورۀ مهر، چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۵، ص ۷۲.

4. علی جعفری، مجموعۀ شعر صاحب‌دل، تألیف علیرضا قزوه، انتشارات سورۀ مهر، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۵، ص ۵۱.

5. غلامرضا شکوهی، رسول مهر، تألیف کامران شرفشاهی، انتشارات مدیا، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۵، ص ۱۵۶.

6. مرتضی مطهری، سیری در سیرۀ نبوی، انتشارات صدرا، چاپ سی و پنجم، تهران، ۱۳۶۵، ص ۲۳۶.

7. علیرضا قزوه، از حنجره‌های شرقی، تألیف عبدالرضا رضایی‌نیا، انتشارات سورۀ مهر، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۴، ص ۸۰.

8. منوچهر شمس اسفندآبادی، احسن الانتخاب، انتشارات علم‌نویس، چاپ اول، یزد، ۱۳۸۳، ص ۳۳۸.

9. سورۀ علق، آیۀ ۱.

10. منوچهر شمس اسفندآبادی، همان کتاب، ص ۳۴۰.

11. سید ضیاءالدین شفیعی، رسول مهر، تألیف کامران شرفشاهی، انتشارات مدیا، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۵، ص ۱۵۵.

12. غلامرضا شکوهی، آهی بر باغ آینه، انتشارات ضریح آفتاب، چاپ اول، مشهد، ۱۳۷۶، ص ۱۳.

13. هاشم کرونی، مجموعۀ شعر صاحب‌دل، ص ۱۰۶.

14. زهرا حسین‌زاده، نامه‌ای از لالۀ کوهی، انتشارات عرفان، چاپ اول، مشهد، ۱۳۸۲، ص ۶۷.

15. مصطفی محدثی خراسانی، رسول مهر، تألیف کامران شرفشاهی، انتشارات مدیا، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۵، ص ۱۶۵.

16. هادی سعیدی کیاسری، حرفی از جنس زمان، تألیف اکبر میرجعفری، انتشارات قو، چاپ اول، تهران، ۱۳۷، ص ۱۲۶.

17. قیصر امین‌پور، تنفس صبح، صص ۵۵-۵۱.

18. حمید مبشّر، مجموعۀ شعر صاحبدل، ص ۵۱.

19. قربان ولیئی، محمد (ص) در آینۀ شعر امروز ایران، تألیف محمدعلی صفری زرافشان، انتشارات امامت، چاپ اول، مشهد، ۱۳۸۳، ص ۱۱۶.

20. پرویز بیگی حبیب آبادی، محمد در آینۀ شعر امروز ایران، ص ۱۱۷.

21. محمد نهاوندی، همان کتاب، ص ۱۳۶.

22. غلامرضا شکوهی، محمد (ص) در آینۀ شعر امروز ایران، ص ۱۴۲.

منبع: خبرگزاری رضوی

Print
1125 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com