سبعۀ سیاره؛ هفت‌بند در جواب هفت‌بند کاشی - قسمت نخست

سبعۀ سیاره؛ هفت‌بند در جواب هفت‌بند کاشی - قسمت نخست

میرزا قاسم‌علی اخگر حیدر‌آبادی

ابوالفضل مرادی (رَستا)

چکیده:

این پژوهش با بررسی میراث ارزشمـند ادبیات فارسی در آثار چاپ سنگی هند، یکی از سروده‌های ناشناخته در مدح و منقبت حضرت علی (ع) در شبه‌قاره را شناسایی و معرفی نموده است. سبعۀ سیاره ترکیب‌بندی از میرزا قاسم‌علی اخگر حیدرآبادی که در اقتفا و تضمین از سرودۀ ارزشمـند هفت‌بند ملا حسن کاشی سروده شده و تا کنون در فرهنگ و ادب ایران‌زمین مورد شناسایی و عنایت قرار نگرفته است. در این مقاله، ضمن بررسی این اثر، زندگی‌نامه و جایگاه شاعر در فرهنگ و ادبیات نیز مورد توجه و شناخت دقیق‌تری قرار گرفته است.

کلیدواژهها: ملا حسن کاشی،‌ هفت‌بند، میرزا قاسم‌علی اخگر حیدرآبادی، هفت سیّاره، شعر آیینی

مقدمه:

هنر، طنین صدای احساس و جاودانگی عواطف بشری در سلسله جبال سرافراز فرهنگ‌ها و جوشش سرچشمه‌های معنویت در دامنه‌های جبلت و فطرت‌های پاک الهی است. وقتی هنرمند، بر اوج چکاد دانش و بینش،‌ مرثیه‌سرای دل دردمند خویش باشد، آن‌گاه تو می‌توانی از چشم او گسترۀ جهان را ببینی و از لب‌های او رازهای تودرتوی خاک تا افلاک را بشنوی،‌ چرا که انسان رستنگاه شعر خداست. (1) وقتی حقیقت‌طلبی و حق‌نگری، سرلوحۀ آرمان شعر و ادبیات قرار گیرد، هنر، چشم‌انداز باصفای فرهنگ بشری برای دیدن ازل تا ابد است. آری، هنر چشم بشریت است و هنرمند بر فراز برج فرزانگی، با یادگاری از صدای سخن عشق، ما را می‌خواند که از نظر بلند او و با چشمان ژرف‌نگر او هستی را بشناسیم. در این میان،‌ شعر شیعی با بهره‌مندی از معارف اهل‌بیت (ع) بر تارک فرهنگ فارسی خوش درخشیده و راهنمای مشتاقان دورنشین جغرافیایی شیدایی از شرق تا غرب عالم،‌ در راهیابی به سرچشمه‌های معارف ناب اسلامی گشته است.

وقتی سروده‌ای از مولانا حسن کاشی در قرن هفتم و هشتم، سرمشق و الگو برای سرایندگان شیعی در شبه‌قارّه شده، بسیاری از شاعران هند در جواب آن به ترنّم درآمده‌اند. این پژوهش ناچیز، به تجزیه و تحلیل و بررسی یک از جوابیه‌های هفت‌بند کاشی که توسط میرزا قاسم‌علی اخگر حیدرآبادی سروده شده، می‌پردازد.

ملا حسن کاشی:

مولانا حسن بن محمود کاشانی آملی از شاعران شیعی قرن هفتم و هشتم در اصالت کاشانی است؛ ولی در آمل دیده به جهان گشود. کهن‌ترین اثری که از وی نام برده، «مونس الاحرار فی دقایق الاشعار» محمد بن بدر جاجرمی است. این اثر در سال 741 ق به انجام رسیده و این تاریخ هم‌عصر با روزگار مولانا حسن کاشی است. ثبت لقب «ملک‌الحکما» از سوی جاجرمی برای وی از یک سو نشان‌دهندۀ جایگاه شعر و ادب و فرهیختگی وی است و از سوی دیگر نمایانگر درجۀ شهرت او در روزگار خویش است. از آن پس در تذکره‌های گوناگون هم‌چون تاریخ جدید یزد تألیف احمد بن حسین علی کاتب (درگذشته پس از 862 ق) و تذکرة الشعرا دولتشاه سمـرقندی نیز مورد توجه قرار گرفته و آن‌چه در سرگذشت‌نامه‌های متأخر آمده، چیزی جز تکرار همان یافته‌ها نیست. (2) القاب وی در تذکره‌ها جمال‌الدین، تاج‌الدین،‌ کمال‌الدین، ملک‌الحکما، افضل‌المتکلمین و احسن‌المتکلمین درج شده است. (3) در باب ولادت و درگذشت ملا حسن در تذکره‌ها هیچ اشاره‌ای نشده است. در مقدمۀ دیوان حسن کاشی در این باب مطلبی آمده است که در این‌جا عینا آورده می‌شود:

دولتشاه راجع به وفات ملا حسن اظهار ناآگاهی کرده و در خصوص ولادت او هیچ سخنی نگفته است؛ اما از رهگذر دقّت در برخی از اشعار کاشی می‌توان بر این هر دو به نحو تقریبی اطلاع حاصل کرد. او در قصیده‌ای به مطلع:

کیست آن مهترِ همایون‌فر                               که بدو یافت مهتری مهتر

که در سال 732 ق سروده و گفته است:

از پس هفصد و سی و دو زمن                          گو بیا معجزات من بنگر

اشاره دارد به این‌که نزدیک سی سال ستایشگر امیرالمؤمنین (ع) و خاندان اوست:

قربِ سی سال شد که خاطرِ من                          هست در شاهِ دین ثناگستر

به این ترتیب اگر شروع شاعری او را در بیست سالگی بدانیم ... در سال 732 حدود پنجاه و یک یا دو سال داشته و تولدش در محدودۀ زمانی 680 یا یکی، دو سال کم‌تر و بیشتر خواهد بود.

وی در قصیدۀ دیگر با مطلع:

 ای ز بدو آفرینش پیشوای اهل دین                  وی ز عزّت مادح بازوی تو روح‌الامین

در اشاره به سی و شش سال ثناگستری خاندان رسالت چنین می‌گوید:

 سی و شش منزل بریده کاروان عمر من             در ثنای خسروان بر اسب معنی بسته زین

پس با استناد به سی سال ستایشگری او در سال 732 سی و شش سال منقبت‌گویی،‌ برابر 738 خواهد شد. ازاین‌رو آشکار می‌گردد که ملا حسن تا این سال یعنی 738 ق در عرصۀ حیات بوده است. (4)

آن‌چه در این باب می‌توان افزود این است که اعطای لقب «ملک‌الحکما» از سوی جاجرمی که اثر خویش را در سال 741 ق به پایان آورده، می‌تواند با این سن و سال یعنی حدود هفتاد سالگی ملا حسن تناسب داشته باشد واین امر نیز قرینه‌ای بر اثبات این نظر خواهد بود.

در باب مدفن ملا حسن کاشی نیز دو قول وجود دارد: یکی آن‌چه دهخدا به نقل از «الذریعه» و «روضات الجنات» می‌آورد:

«قبر وی در حجره‌ای معروف، در آغاز بازار سوق العتیق در شهر کاظمین نزدیک قبر سید شریف مرتضی بوده و آن مقبره در سال 1352 ق در میان خیابان افتاده.» (ذریعه ج 2 ص 391 و ج 9 ص 245)، (روضات الجنات 171) (5)

و دیگر قول مشهورتر آن که آرامگاه کاشی در سلطانیه، نزدیک شهر زنجان کنونی است و بقعه و گنبدی نیز دارد که در دوره‌های مختلف، بازسازی شده است.

در باب ملا حسن چند خصیصه ذکر شده است که با پرداختن به آن می‌توان به تصویری دقیق‌تر از خلقیات و شخصیت او دست یافت:

یکی آن‌که وی از عهد جوانی پارسا و پرهیزگار بوده و دیگر آن‌ که ویژگی بارز او مدح خاندان اهل‌بیت (ع) و مداومت در ثناگستری چهارده معصوم (ع) می‌باشد. آن‌ چنانکه در این باب، کشف و کراماتی نیز به وی نسبت داده می‌شود. در این باره آمده است:

«کاشی به مکه و مدینه و نجف سفر کرد و قصیده‌ای در ستایش امام علی (ع) در مرقد آن حضرت خواند. گفته‌اند همان شب امام علی (ع) را به خواب دید و امام، نشانی مسعود بن افلح بازرگان بصری را به او داد تا به بصره برود و صلۀ منقبت خود را از او بستاند که چنین شد. کاشی به شکرانۀ این صله و رؤیای صادقه‌اش مهمانی باشکوهی برای نیکوکاران و فقیران بصره ترتیب داد... این شعر به قصیدۀ هفت‌بند مشهور شد.» (6)

تهذیب نفس و کسب علم و عشق و ارادت به خاندان امامت، او را تا بدان‌جا رسانده است که ملا عبدالله افندی اصفهانی فقیه عصر صفوی در تذکرۀ خود «ریاض العلماء» ملا حسن کاشی را با شیخ علی کرکی و بلکه علامه حلّی در نشر مذهب شیعه، برابر دانسته است. (7)

سبک شعر ملا حسن:

با بررسی آثار به جا مانده از ملا حسن می‌توانیم بگوییم وی از شاعران کثیر الشعر و بسیارگو نبوده است؛ دیوان شعر او به سختی به دوهزار بیت می‌رسد. اما الحق که با این اندک سروده‌ها، در تاریخ ادبیات فارسی ماندگار و مؤثر افتاده است. از رموز ماندگاری شعر ملا حسن، پایبندی وی به هنر متعهد و شیدایی و سرمستی او در بیان حقیقت به زبان مردم بوده است. دربارۀ شعر او چنین قضاوت شده است:

«می‌توانیم بگوییم مخاطب شعر حسن کاشی، مردم بوده‌اند و او با احساس تعهد نسبت به دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع)، آگاهانه، آن‌چنان شعر می‌گفته که مردم بفهمند و بپسندند و با خود و بر دیگران بخوانند. غرض او از شاعری، نشان دادن تسلط بر فنون و صناعات شعری نبوده؛ بلکه او شعر را هم‌چون ابزاری یا رسانه‌ای در خدمت اعتقادات خود به کار می‌گرفته و از هرچه با این مقصود ناسازگار بوده، دوری می‌جسته است. همین نکته سبب شده تا شعر او امروز هم تا حدود زیادی برای عموم مردم باسواد، قابل فهم باشد و حتی مداحان و منقبت‌خوانان دوران ما هم بتوانند پس از هفتصد سال از دیوان حسن کاشی اشعار متعددی برگزینند و برای مردم بخوانند. هفتصد سال فاصلۀ زمانی، زبان شعری حسن کاشی را چندان کهنه و نامقبول و نامطبوع نساخته است.» (8)

«در پیشینۀ ادبیات فارسی، شاعران آزاده‌ای هستند که باوجود امکان تقرّب به دربارهای جور و ستم و بهره‌‌‌مند شدن از صلات و مواهب شاهانه در سایۀ هنر شعر، هیچ‌گاه این الهام الهی را صرف الهه‌های دنیایی نکردند. نام مولانا حسن کاشی در کنار نام ناصرخسرو قبادیانی (394-481 ق) و دیگر شاعران متعهد ادب فارسی می‌درخشد؛ چرا که «خلوص و اعتقاد کاشی به امام علی (ع) و فرزندانش سبب گردید تا ذوق شاعری خود را وقف مداحی اهل‌بیت (ع) بکند و با این‌که امکان انتساب به دربارها و دستگاه‌های ریاست برایش فراهم بود، حاکمان روزگارش را مدح نکرد و عمرش را در کمال تقوا و قناعت گذراند.» (9)

جایگاه مولانا حسن کاشی آن‌چنان والاست که در بین سرایندگان منقبت اهل‌بیت (ع) و شعر شیعی، سرآمد دیگران است و فراتر از ایران در کشورهای دیگر نیز مورد توجه است و به حق دربارۀ او آمده است:

«چهرۀ درخشان شعر ستایش [شیعی]، شیخ حسن کاشی (م بعد از 708) است که میرزا عبدالله افندی نقش وی را در رواج تشیع در ایران، در ردیف علامۀ حلی و محقق کرکی یاد کرده، از وی اشعار زیادی برجا مانده و بسیاری از این اشعار نه در ایران؛ بلکه در میان شیعیان افغانستان بیش از ایرانیان محبوب واقع شده و مورد استفاده قرار گرفته است.» (10)

آثار ملا حسن کاشی:

آثاری که از ملا حسن به جای مانده است عبارت است از:

1. دیوان شعر فارسی:

مشتمل بر دو هزار بیت که قریب به تمامی آن در مدح اهل‌بیت عصمت و طهارت و خاندان پاک رسول (ص) است. این اثر برای نخستین بار به کوشش عباس رستاخیز و با مقدمۀ حسن عاطفی در تهران در سال 1388 و انتشارات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در 218 صفحه به چاپ رسیده است.

2.  هفت‌بند یا عقود السبعه:

ترکیب‌بندی که دارای هفت بند است و به همین نام مشهور شده است.

3. کتاب الانشاء:

مشتمل بر علم و ادب و شعر حکمت.

4. تاریخ محمدی:

دربارۀ انتساب این اثر به مولانا حسن کاشی شایان ذکر است که پژوهشگر پرکار و نام‌آشنای عرصۀ تاریخ و فرهنگ و ادب فارسی، استاد رسول جعفریان، در سال 1377 شمـسی کتابی را با عنوان تاریخ محمدی از حسن کاشی، تصحیح و در انتشارات کتابخانۀ تخصصی تاریخ اسلام و ایران در قم به چاپ رسانید. امّا در پژوهش‌های بعدی در صحت انتساب این اثر به ملا حسن کاشی تردیدهای جدی ایجاد شده است. حسن عاطفی در مقدمه‌ای که بر دیوان حسن کاشی نگاشته است، با دلایل متعدد و قابل توجه، صحت انتساب تاریخ محمدی به ملا حسن کاشی را صریحاً رد نموده است. (11)

جایگاه هفت‌بند ملا حسن کاشی در شعر آیینی:

هفت‌بند ملا حسن که در قالب ترکیب‌بند است، مشهورترین شعر وی است که «سرمنشأ سرایش بسیاری از اشعار ستایش اهل‌بیت (ع)  پس از وی بوده و خود از اشعار بسیار رایج در محافل شیعی تا دورۀ صفوی بوده است» (12) و در هر یک از بندهای هفت‌گانه، سیزده بیت دارد و مجموعاً دارای نود و یک بیت است؛ با این بیت آغاز می‌شود:

السلام ای سایه‌ات خورشید ربّ‌العالمین               آسمان عزّ و تمکین،‌ آفتاب داد و دین

جایگاه رفیع هفت‌بند کاشی چنان است که به تنهایی، باعث شهرت وی در تاریخ شعر و ادب گشته است. بسیاری از نخبگان فرهنگ شیعه در آثار خویش از هفت‌بند نام برده و این اثر را به عظمت ستوده‌اند؛ از جمله قاضی نورالله شوشتری (شهادت 1019 ق) و صاحب ریاض العلماء، ملا عبدالله افندی اصفهانی (متوفی 1120/1130 ق) و میرزا محمدعلی مدرس تبریزی (درگذشتۀ 1373 ق) در ریحانة الادب و دیگر مؤلفان و نویسندگان هر یک در باب ارزش و تأثیر و گران‌سنگی هفت‌بند داد سخن داده‌اند که پرداختن بدان و بررسی هر یک از اقوال در این مجال اندک نمی‌گنجد. آن‌چه لازم است بدان توجه شود، این است که هفت‌بند، جایگاه نمادین و اسطوره‌ای در شعر فارسی شیعی یافته است. شاعران متعهد، آن را مورد توجه جدّی قرار داده و گویی مرام‌نامه‌ای بوده است که بسیاری از اعتقادات امامیه در آن تبیین شده است. همین امر باعث شده است که از دیرباز شاعران پارسی‌گوی با اقتفا، جوابیه، تضمین و تخمیس و نظیره‌گویی‌های هفت‌بند کاشی،‌ از این رهگذر، جویای تقرّب به اهل‌بیت (ع) و به دنبال کسب جایگاه و آبرو در این راستا بوده‌اند. شروحی نیز بر هفت‌بند کاشی نگاشته شده است.

پیشینۀ جوابیه‌های هفت‌بند:

بنابر یافته‌های موجود، قدیمی‌ترین جوابیه‌های هفت‌بند به حدود یک قرن بعد از سرایش آن بوده است. تاج‌الدین حسن سلیمی تونی متخلص به سلیمی (متوفی 854 ق) نخستین جوابیه را بر هفت‌بند کاشی سروده است، با مطلع:

 السلام ای آفتاب آسمـان شرع و دین                       مطلع نور حقیقت منبعِ علم‌الیقین

و پس از وی سلطان محمد صدقی استرآبادی متخلص به صدقی (درگذشته به سال 952 ق) نظیرهای با مطلع زیر سرود:

السلام ای ذات پاکت نور ربّ‌العالمین                      از فروغ گوهرت روشن چراغ ملک دین

شمس‌الشعرا محتشم کاشانی (متوفی 966 ق) که شاگردیِ صدقی استرآبادی را داشته، (13) در دنباله‌روی از استاد، ترکیب‌بندی سروده است که در حقیقت جوابیه و نظیره‌ای بر هفت‌بند کاشی بوده و مطلع آن چنین است:

السلام ای عالم اسرار ربّ العالمین                          وارث علم پیمبر فارس میدان دین

پس از محتشم نیز شاعران دیگر به اقتفا و نظیره‌گویی هفت‌بند اقدام نمودند. پژوهشگر فقید، سعید هندی، نهایتاً یافته‌های خویش در این زمینه را در کتاب «هفت‌بند، هفتادبند» گرد آورده است. ایشان علاوه بر ذکر سه شاعر فوق،‌ نظیره‌سرایان هفت‌بند را به شرح ذیل به ثبت رسانده است:

1. نثاری تونی (درگذشته 967/968 ق)

2. عرفی شیرازی (درگذشته 999 ق)

3. ملا علی صابر تبریزی (سدۀ 10 ق)

4. میرحیدر معمایی کاشانی (درگذشته 1025/1032 ق)

5. ملا عبدالرزّاق فیّاض لاهیجی قمی (درگذشته 1072 ق)

6. حاجی فتوحای مراغه‌ای (سدۀ 11 ق)

7. مقبل اصفهانی (درگذشته 1157 ق)

8. حزین (سدۀ 12 ق)

9. مفتی احسن متخلص به احسن (سدۀ 13 ق)

10. میر فداعلی صاحب تنها متخلص به تنها (سدۀ 13 ق)

مؤلف هفت‌بند هفتادبند در ادامه، یک تخمیس از محمدرضا خان شاملو اصفهانی و هم‌چنین تضمینی از شاعری ناشناخته و هم‌چنین دو شرح بر هفت‌بند به نام‌های معادن الرضا از اصغر حسین (قرن سیزدهم) و هشت‌بهشت یا قنبرنامه از ملا ادهم واعظ عزلتی خلخالی (متوفی 1052 ق) معرفی نموده است. (14)

در مقدمۀ دیوان حسن کاشی نیز نام سه تن دیگر از شاعرانی که به استقبال هفت‌بند کاشی برخاسته‌اند، چنین آمده است:

1. حاج جعفر نطنزی فرزند حاج میرزا محمد

2. سیدحسن طباطبایی جوشقانی متخلص به نیاز، شاعر قرن سیزدهم

3. مولوی سید نثارحسین عظیم‌آبادی از معاصران. (15)

کوشش مرحوم سعید هندی در یافتن این نظیره‌ها و آوردن آن به طور کامل در اثر خویش، راه را برای پژوهش‌ها بعدی و بررسی‌های نقدشناسانه و سبک‌شناسی هریک از این آثار، هموار نموده است؛ موضوعی که بسیار جذّاب و جالب می‌نماید؛ اما متأسفانه از حوصلۀ این مقاله خارج است. امید است که پژوهشگران علاقه‌مند، در این زمینه ورود یافته و ارزش‌های ادبی و ویژگی‌های سبکی هریک از این نظیره‌ها را مورد بررسی و مداقّه قرار دهند.

معرفی یک نظیره و جوابیۀ جدید از هفت‌بند کاشی:

آن‌چه در این پژوهش بدان می‌پردازیم، نویافته‌ای از نظیره‌ها و جوابیه‌های هفت‌بند کاشی است با عنوان «هفت سیّاره» که توسط یکی از شاعران شیعی در دیار هند سروده شده است. با بررسی کتاب شمـارۀ 2683 موجود در گنجینۀ چاپ سنگی‌های هند در کتابخانۀ حضرت آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی با عنوان جواهر العجایب، مشخص شد که یک رساله به صورت ضمیمه در انتهای این نسخه،‌ صحافی شده است.

نام این اثر سبعۀ سیّاره و در صفحۀ ‌عنوان، نام مصنف چنین معرفی شده است:

«افصح الفصحا و ابلغ البلغا جناب مولوی میرزا قاسم‌علی بیگ صاحب اخگر نایب صیغه عطیات مجلس مالگزاری.» (16)

چاپخانۀ این اثر مشخص نیست و در ذیل صفحۀ 11 نسخه، عبارت «مطبوعۀ تاریخ 5 بهمن 1305» چاپ شده است. این نسخه در 12 صفحه با خط نستعلیق و صفحۀ اول دارای سرلوحه و کتیبه؛‌ تمامی صفحه‌ها جدول‌دارِ دو ستونی است. در صفحۀ 12 نوشته‌ای به خط مصنف چنین آمده است:

«رسالة هذا در بلدة حیدر‌آباد دکن متصل گلزار حوض به دکان جناب سید حسین صاحب مستأجر کتب به قیمت یک و نیم آنه میسر خواهد شد. الراقم مؤلف رساله».

سبعۀ سیّاره از اخگر حیدر‌آبادی تاکنون در ایران ناشناخته بوده و آن‌چنان‌که در ادامۀ این مقاله بدان خواهیم پرداخت، در ضمن معرفی آثار میرزا قاسم‌علی اخگر نیز بدان اشاره‌ای نشده است. به عبارت دیگر: در این پژوهش، از یک سو یکی از نظایر هفت‌بند کاشی معرفی شده و از سوی دیگر یکی از آثار ارزشمـند میرزا قاسم اخگر در یادنگار علم و فرهنگ اسلامی به ثبت می‌رسد.

میرزا قاسم‌علی اخگر حیدر‌آبادی:

حیدرآباد از دیرباز به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراکز فرهنگی و به ‌ویژه یک ناحیۀ اسلامی در هند محسوب می‌شده که جایگاه رشد و نمای بسیاری از فرهیختگان و ابرمردان فرهنگ و دانش و ادبیات فارسی بوده است. این منطقه از آغاز تأسیس تا امروز در شمـار مراکز شیعی هند بوده و پس از ظهور آصفجاهیان سنّی‌مذهب هم، آیین‌های مذهبی شیعی همچون گذشته در این شهر رواج داشته است. (17) بدیهی است که این رشد و بالندگی، تنها با آزادگی، فرهنگ‌دوستی و تعصب‌گریزی حاکمان آن مرز و بوم فراهم گردیده است. پرداختن به تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در حیدرآباد،‌ می‌تواند نکات شگفت‌انگیز و عبرت‌آموزی را به همراه داشته باشد. در این میان شخصیتی کم‌نظیر، اخگر حیدرآبادی، مورد توجه این پژوهش ناچیز قرار گرفته است.

آن‌چه دربارۀ زندگی و شرح حال اخگر در تاریخ علم به ثبت رسیده، بسیار اندک است. از شباهت نام وی با شاعری دیگر به نام میرزا قاسم‌علی که در تذکرۀ نزهة الخواطر عبدالحیّ حسنی لکهنوی، تاریخ وفاتش جمادی الاول 1302 ق در حیدر‌آباد ثبت شده، آشکار است که این تاریخ نمی‌تواند دربارۀ تاریخ درگذشت اخگر حیدرآبادی درست باشد. آن‌چه در مورد زندگانی حکیم گمنام، اخگر، می‌توان گفت، این است که با توجه به آثارش، وی از سال 1312 تا 1365 ق در قید حیات بوده است. (18)

اخگر، مدرس فلسفه و عرفان:

قاسم‌علی حیدرآبادی یکی از علمای مبرز در علوم فلسفی در زمان خود بوده و در هیئت و نجوم و خط نیز یگانه بوده است. (19) ورود اخگر در عرصۀ حکمت و فلسفه و شرح یکی از رساله‌های مهم شیخ اشراق، شیخ شهاب‌الدین سهروردی، بیانگر جایگاه و منزلت وی در عرصۀ حکمت و عرفان است. جایگاه شیخ اشراق در دنباله‌روی از محمد غزالی و برجسته‌سازی عنصر کشف و شهود در دستیابی به معرفتی واقعی از جهان هستی، دستگاه فلسفی نوینی را پی‌ریزی کرده و فلسفۀ اسلامی را در مسیر خود گامی به جلو برده است. (20) اخگر حیدرآبادی با ورود به این عرصه و شرح این اثر مهم، شایستگی و کارآزمودگی خود را در درک مسائل ناب فلسفی به منصۀ ظهور نشانده است. او در نگارش کتاب خود، شرح ثلاث رسائل محمد بن اسعد دوانی را که به زبان عربی است پیش رو داشته (21) و این امر، علاوه بر تبحّر در مباحث فلسفی، استیلا و چیره‌ دستی وی بر زبان عربی را نیز اثبات می‌کند.

اخگر حیدرآبادی و انجمن فیض:

یکی از کانون‌های فرهنگی پررونق قرن 13 و 14 در حیدرآباد، انجمن‌های ادبی و محفل‌های شعر است که به مناسبت‌های گوناگون برپا می‌شده است. یک از این کانون‌ها، انجمن فیض است. همه ‌ساله در مراسم عُرس، سالروز وفات شمـس‌الدین فیض حیدرآبادی (م 1283 ق)، در این شهر شاعران از اقصا نقاط شبه‌قارّه با شرکت در یک مسابقۀ ادبی، در جواب به یک مصراع طرح‌شده، غزل‌های خویش را می‌فرستاند. (22) از شخصیت‌های طراز اول پارسی‌سرا در این انجمن، میرزا قاسم‌علی اخگر حیدر‌آبادی بوده است. وی با شرکت منظم و مستمر در این انجمن، گویی فرصت را برای اشاعۀ فرهنگ اسلامی، شیعی و هم‌چنین گسترش مضامین عرفانی غنیمت شمرده است. (23)

در آثار اندکی که از سرایندگان این انجمن در دسترس نگارندۀ این مقاله قرار داشت، سرودۀ اخگر در انجمن فیض در سال 1324 ق با مطلع زیر درج گردیده است:

حسن از پرده اگر جلوه‌نما می‌باشد                   دیده خود آیینۀ حیرت ما می‌باشد (24)

و غزلی دیگر با مطلع زیر:

 ترک جان گفتم و خرّم دل جانان نشود                     چه کند دل به چنین جان که پشیمان نشود (25)


اخگر حیدرآبادی، کارگزار حکومت آصفجاهیان حیدرآباد:

اسنادی که دربارۀ میرزا قاسم‌علی اخگر حیدرآبادی به جای مانده، نشان می‌دهد که وی در دربار آصفجاهیان به‌ ویژه در زمان زمامداری میرمحبوب علی‌‌خان بهادر آصفجاه ششم (1283-1329 ق) دارای منصب و مقام بوده است. عنوانی که در مجموعۀ اشعار انجمن فیض تحت عنوان «گلدستۀ فیض» باقی است، چنین درج گردیده:

«جناب میرزا قاسم‌علی بیگ صاحب صیغه‌دار دفتر معتمدی مالگزاری سرکار عالی.» (26)

و در جای دیگر با اندکی تفاوت:

«صیغه‌دار محکمة مالگزاری سرکار عالی» درج گردیده است.» (27)

عبارت صیغه‌دار در هیچ یک از آثاری که در زبان فارسی با عنوان فرهنگ اصطلاحات دیوانی به چاپ رسیده است وجود ندارد. (28) هر یک از این واژگانِ این عنوان حکومتی نیاز به پژوهش و تحقیق دارد.

اخگر، سرایندۀ شعر فارسی:

از آن‌جا که در دفترچه‌های شعر انجمن فیض با نام گلدستۀ فیض، شاعران فارسی‌سرا، نام و نمونۀ شعر سرایندگان اردو نیز آمده است، در بررسی آثار به‌جا مانده از انجمن فیض و دیگر آثار مرتبط، به نمونۀ شعر اردو از اخگر برخورد نکردیم. اگرچه اظهار نظر قطعی در این باره نیاز به وقت و مطالعۀ بیشتری دارد؛ اما بررسی‌های اجمالی،‌ این ظن را بر می‌انگیزد که اخگر شاعری صرفاً فارسی‌سرا بوده و اصالتاً هندی نیست. ممکن است اجداد وی از دیگر نقاط شبه‌قاره یا ایران به آن دیار مهاجرت نموده‌اند.

آثار اخگر:

دربارۀ آثار اخگر، کامل‌ترین نظر را می‌توانیم در مقدمۀ کتاب «نهایة الظهور» مشاهده کنیم. در مقدمۀ این کتاب، آثار وی به شرح زیر آورده شده است:

1. مثنوی نزهة الابرار حاوی نکات عرفانی فلسفی که در سال 1326 ق سروده است.

2. شرح بیتی از امیرخسرو دهلوی که عبارت است از:

ز دریای شهادت چون نهنگِ لا برآرد هو            تیمم فرض گردد نوح را در عین طوفانش

3. شرح کتاب برهان العاشقین سیّد محمد گیسودراز (م 825 ق).

4. شرح سؤال کمیل و جواب امیرالمؤمنین (ع)  که در سال 1365 ق نگاشته است.

5. رسالۀ نهایة الظهور نگاشته به سال 1365 ق. (29)

در مقاله‌ای دیگر اثری به نام اخگر به ثبت رسیده است؛ «رسالۀ بعدی شرح حدیث حقیقت شامل کیمیا و مأثورات شیعه و حدیث حقیقت به روایت منابع کهن است». (30) به عبارت دیگر جدای از رسالۀ شرح کمیل، رساله‌ای با عنوان شرح حدیث حقیقت برای اخگر معرفی شده است؛ در حالی که در مقدمۀ نهایة‌الظهور، این دو اثر، یکی معرفی شده است، با عبارت زیر:

«شرح سؤال کمیل و جواب امیرالمؤمنین (ع)... رساله‌ای است در شرح حدیث حقیقت با زبان عرفانی و ممتنع که در آن از آموزه‌های ابن‌عربی هم یاد شده است.» (31)

مغفول ماندن سبعۀ سیّاره به عنوان یکی از آثار اخگر:

آن‌چنان‌که در آثار فوق مشاهده می‌فرمایید، رسالۀ سبعۀ سیاره که در زمان خودِ مؤلف به عنوان یک اثر مستقل، چاپ شده و مؤلف به خط خویش بر آن توشیح نموده، دیده نمی‌شود. البته نوع چاپ این رساله و ضمیمه قرارگرفتن آن در صحافی، نشان می‌دهد که این رساله به تعداد بسیار اندک و شاید به مناسبت مذهبی خاص همچون غدیر و یا شبیه آن به چاپ رسیده است. یافتن آن موهبتی است الهی که فرصتی را برای معرفی این اثر ارزشمند فراهم نموده است.

انتساب شکارنامه به اخگر:

در بین آثار نام برده ‌شده برای اخگر، مثنوی با عنوان «شکارنامه» به ثبت رسیده است. عارف نوشاهی در فهرست کتاب‌های چاپ سنگی و کمیاب کتابخانۀ گنج‌بخش ضمن معرفی نسخۀ شمـارۀ 1973 /2683 اثری را با عنوان مثنوی شکارنامه برای اخگر به ثبت می‌رساند. (32) بنابر یافته‌های امروز، شکارنامه در حقیقت نام دیگر برهان العاشقین است که معروف به قصۀ چهار برادر نیز هست؛ رساله‌ای تمثیلی یا استعاری عرفانی و آخرین رساله از مجموعۀ یازده رسائل سید محمد گیسودراز چشتی است. (33)

آثاری که اخگر کتابت نموده است:

1. کفایة التعلیم در صناعت تنجیم از محمد بن زکی عزیزی غزنوی نگاشته به سال 542 ق.

2. رسالة فی المعراج منسوب به شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی (شهید 587 ق).

3. روضة ‌القلوب یا بستان القلوب منسوب به شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی.

4. تحفه از خواجه نصیرالدین طوسی (م 672 ق).

5. کلمات عشره منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی.

6. رسالة فی احوال النفس منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی.

7. رسالۀ عشقیه از خواجه حمیدالدین محمد بن عطا ناگوری.

8.بهارستان سخن از میر عبدالرزاق شاه نوازخان اورنگ‌آبادی (م 1171).

9. سرّ اکبر؛ ترجمه‌ای از اوپانیشادهای هندوان توسط محمد داراشکوه (شهید 1069 ق) فرزند شاه جهان از سلاطین مسلمان هند.

10. حفظ مراتب؛ رساله‌ای است عرفانی از خوب محمد چشتی حسینی (م 1023 ق).

11. خلاصة العیش عالمشاهی از روشن‌الدوله رستم جنگ ظفرخان، مظهر بن مظفر، قرن ۱۲ ق. (34)

قسمت دوم

منبع: نورمگز

Print
707 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com