بررسی ساختار و بلاغت نوحه‌های عاشورایی یغما جندقی - بخش نخست

بررسی ساختار و بلاغت نوحه‌های عاشورایی یغما جندقی - بخش نخست

منصوره رضایی

دانشجوی دکتری دانشگاه اصفهان

 مجتبی دماوندی

دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

چکیده:

شعر شیعی، شاخه‌ای پربار از درخت تنومند شعر آیینی و شعری است حماسهور، ملتهب، درد انگیز و مبارز که بارزترین نمود آن را در اشعار عاشورایی مشاهده می‌کنیم. یغما جندقی، از مشهورترین شاعران دورۀ بازگشت ادبی به شمار می‌آید که شهرت خود را مرهون سرایش اشعار عاشورایی و ابتکار قالب نوحه است که با تغییراتی در ساختمان قصیده پدید آورده است. ساختار نوحه‌های وی را در چهار دسته می‌توان تقسیم‌بندی نمود.

اگرچه یغما از فضلا و دانشمندان نبود و قواعد شعر را نزد استادی نیاموخته بود؛ اما نوحه‌های عاشورایی او مشحون از فنون و صنایع مختلف است و آفرینش‌های ادبی متعددی در تصویرهای شعری‌اش دیده می‌شود؛ جالب‌تر آن که وی با هوشمندی بسیار، این تصاویر شاعرانه را با تکلف بیان نکرده و این نوع شعر را برای مخاطب عام نیز قابل فهم کرده است.

پس از بررسی فنون ادبی نوحه‌های یغما در دو گروه بدیع (لفظی و معنوی) و بیان، به این نکته پی می‌بریم که چون معمولاً نوحه‌ها به صورت گروهی و همراه با سینه‌زنی خوانده می‌شدند، در این نوع شعر، از صنایعی همچون: واج‌آرایی، اشتقاق، جناس و تکرار که بارِ موسیقایی کلام را افزایش می‌دهند، استفادۀ بسیاری شده است. در میان صنایع بدیع معنوی و هم چنین صور خیال، آرایه‌هایی مانند: تضاد، تناسب، تشبیه و استعارۀ مصرّحه که برای تمام مردم ساده و قابل فهم هستند، بیش‌ترین کاربرد را دارند.

کلیدواژه‌ها: یغما جندقی، شعر عاشورایی، نوحه، قصیده، بلاغت.

مقدمه:

شاعران شیعی در طول تاریخ ادبیات فارسی، برای بیان اعتقادات، ارزش‌ها و باورهای خود، از سلاح شعر سود جسته و به تبلیغ آیین خود پرداخته‌اند. شعر عاشورایی، جایگاه مناسبی برای ابراز عقاید و تبلیغ تشیع است. میرزا ابوالحسن یغما جندقی، از مشهورترین شاعران عاشورایی‌سرا است. وی در آغاز، «مجنون» تخلص می‌کرد؛ اما بعدها «یغما» را برگزید. او در دو زمینۀ کاملاً متضاد شهرت بسیار دارد: یکی سرایش هجویه‌های تند و زننده و دیگری سرودن مرثیه‌های عاشورایی قوی و ابتکار قالب نوحه.

مهارت یغما در قصیده‌سرایی و شهرت او، مرهون اشعار عاشورایی به ویژه نوحه‌هایش است. وی 24 قصیدۀ عاشورایی دارد و هشت مسمط، یک ترجیع‌بند و هشت رباعی را نیز به سرایش واقعۀ عاشورا اختصاص داده است. اما آنچه سبب شهرت وی شده، ابتکار قالب جدیدِ نوحه است. با بررسی دقیق نوحه‌های یغما به پرسش‌های زیر می‌توان پاسخ داد:

1. آیا نوحه، قالب جدیدی است یا این که شاعر این نوع شعر را با ایجاد تغییر در قالب‌های دیگر به وجود آورده است؟

2. آیا زبان شعری قالب نوحه کاملاً عوامانه، ساده و قابل فهم است؟

3. کدام فنون بلاغی در قالب نوحه بیش‌ترین کاربرد را دارند؟

 الف) ساختار:

عمدۀ شهرت یغما، به ابتکار او در آفرینش نوحه‌های گوناگون برمی‌گردد. اگرچه پیش از او نیز نوحه وجود داشت؛ اما به دلیل تأثیرگذاری زیاد و هم چنین موقعیت زمانی مساعد وی، نوحه‌های او مقبول افتاده و مشهور شده است. نوحه‌های یغما ساختاری مستزادگونه دارند؛ او با افزودن بخش‌های فرعی به ساختمان قصیده، این نوع شعر را به وجود آورده است. گویا بخش‌هایی فرعی برای هم‌خوانی در نظر گرفته شده‌اند، در پایان هر بیت تکرار می‌شوند و می‌توان آن‌ها را مانند ردیف‌های طولانی در حد جمله یا شبه‌جمله تصور نمود. به هر حال، ابتکارات یغما در نوحه‌سرایی را به چهار دسته می‌توان تقسیم کرد:

1. قصیده‌ای که بخش فرعی‌اش مانند ترجیع، تکرار می‌شود. این ترجیع در آخر مصراع دوم هر بیت و پس از قافیه ذکر می‌گردد؛ مصراع‌های نخستین نیز با بخش فرعی هم قافیه‌اند. یغما ده شعر به این شکل دارد که برای آشنایی، نمونه‌ای از آن‌ها و سپس مطلع دیگر اشعار آورده می‌شود:

آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شد             ذوالجناح ای ذوالجناح!

خسرو دنیا و دین سلطان انس و جان چه شد            ذوالجناح ای ذوالجناح!

پروریدت سال‌ها تا کش چنین روز ای دریغ              وارهی از تیر و تیغ

بی‌وفا اسبی سپاس آن همه احسان چه شد                  ذوالجناح ای ذوالجناح!

چون به میدان تاخت تنها خیل‌ها ز اشک و فغان            ساختمش از پی روان

سود اشک آخر چه آمد حاصل افغان چه شد               ذوالجناح ای ذوالجناح!

شهسواری کآمدش اندر به جولانگاه گام                      ماه و هفته صبح و شام

بارگی دوش نبی عرش خدا میدان چه شد                   ذوالجناح ای ذوالجناح!

کودکان لب خشک مسکین تن در آذر دل بتاب                دیدگان در راه آب

ساقی تسنیم و خضر چشمه حیوان چه شد                      ذوالجناح ای ذوالجناح! (جندقی، 1375، ص 284)

و یا:

درفش افتاد عباس جوان را                                  فلک داد ای فلک داد!

علم شد رایت ماتم جهان را                                فلک داد ای فلک داد! (پیشین)

***

آشوب به هم بر زده ذرات جهان را                        کامشب شب قتل است

هنگامۀ حشر است زمین را و زمان را                     کامشب شب قتل است (پیشین)

***

هفته کین، مه شر، سال دغل، قرن دغاست                 خون هدر مال هباست

شب غم، روز ستم، شام الم، صبح عزاست               خون هدر مال هباست (همان، ص 297)

***

از مه نو باز در دست فلک خنجر نگر                     در نگر کینه اختر نگر!

آسمان را در کمین آل پیغمبر نگر                            در نگر کینه اختر نگر! (همان، ص 314)

***

زادۀ زهرا به کام زادۀ مروان نگر                    آه آه                   گردش دوران نگر!

آن به عزت این به خواری، این ببین و آن نگر     آه آه              گردش دوران نگر! (همان، ص 317)

***

کوه و صحرا خصم و شاه کم سپه تنها دریغ        وا دریغ             نصرت اعدا دریغ!

قلب ایمان را شکست و نصرت اعدا دریغ         وا دریغ               نصرت اعدا دریغ! (همان، ص 324)

***

ای تشنه لبان را سر و سردار حسینم       سردار حسینم

وی بر شهدا سرور و سالار حسینم         سردار حسینم (همان، ص 330)

***

می‌رسد خشک لب از شط فرات اکبر من             نوجوان اکبر من

سیلانی بکن ای چشمۀ چشم تر من                    نوجوان اکبر من (همان، ص 337)

***

همه ز انداز توام بهره غم افتاد فلک                 از تو فریاد فلک!

سال و ماه و شب و روز از تو نیم شاد فلک        ازتو فریاد فلک! (همان، ص 326)

2. قصیده‌ای که بخش فرعی‌اش از یک کلمه و یک جمله تشکیل می‌شود. در مصراع‌های زوج، این کلمه در پایان بخش اصلی تکرار می‌گردد و در مصراع‌های فرد، پایان بخش اصلی با دو بخش فرعی هم قافیه است؛ در واقع مصراع‌های فرد، قافیۀ درونی دارند.

دو نوحه از اشعار یغما به این شیوه سروده شده‌اند:

(همان، ص 338)

(همان، ص 340)

3. قصیده‌ای که بخش فرعی‌اش از یک شبه‌جمله «واویلا» و یک بخش دیگر تشکیل شده است که آن شبه‌جمله در تمام مصراع‌ها تکرار می‌شود. مصراع‌های نخستین (فرد) با بخش دوم، هم قافیه هستند:

(همان، ص 354)

4. قصیده‌ای که در آن مصراع‌های دوم، خود به دو بخش تقسیم می‌شود و قافیۀ جداگانه دارند و ابیات، یکی در میان با دو بیت نخستین هم قافیه می‌شوند. با حذف ابیات میانی، یک قصیده تشکیل می‌شود و با کنار هم چیدن ابیات میانی، مثنوی با قافیۀ میانی به وجود می‌آید؛ دو شعر به این روش در میان نوحه‌های یغما، سروده شده است:

  

(همان، ص 288)

ب) بلاغت:

«شاعر در قالب نوحه، به عنصر خیال یا کاربرد استعاره، مجاز یا تشبیه توجه خاصی ندارد و همچنین به دلیل همراهی مخاطبان، از عناصر بلاغی استفاده زیادی نمی‌کند.» (آذر، 1388، ص 49)

این عامل و توجه یغما به آفرینش قالب‌های جدید سبب شده است که نوحه‌های وی از نظر بلاغی و ادبی، از قصایدش ضعیف‌تر بوده و زبانی ساده‌تر داشته باشد.

صنایع بدیع در نوحه‌های عاشورایی یغما جندقی:

از آن‌جا که نوحه‌ها معمولاً به صورت گروهی و همراه با سینه‌زنی خوانده می‌شدند، فنون موسیقی‌آفرین، مانند: واج‌آرایی، جناس و اشتقاق در آن‌ها کاربرد دارند:

1. واج‌آرایی:

«یغما با نشاندن حروفی یکسان در کنار یک دیگر، هم‌آوایی (واج‌آرایی) ایجاد کرده و «ارزش موسیقایی کلام خود را به اوج می‌رساند.» (شمیسا، 1384، ص 480)

مرا با رنج این سوگ روان کاست           نه تنها انس و جان خاست

که دل مأنوس غم گشت انس و جان را       فلک داد ای فلک داد

(واج‌آرایی «س»)

تا زمزمه سوگ تو برخاست به عالم بنشست به ماتم         از صومعه تا خانۀ خمّار حسینم              سردار حسینم

(واج‌آرایی«س»)

در پای سمندت سر و جان کردمی ایثار پیش از همه انصار بودی        اگرم رخصت پیکار         حسینم سردار حسینم

(واج‌آرایی «س»)

به غیر از جعد مشکین گیسوانت               واویلا         که از خون ارغوانت

کسی سنبل ندیده ارغوانی                      واویلا         واویلا صد واویلا

(واج‌آرایی «ن»)

2. جناس:

«جناس، یکی از آرایه‌های مشهور بدیع لفظی است و از آن‌جا که بر آهنگ و موسیقی کلام می‌افزاید و لطفی معنوی نیز با خود دارد، تأثیر سخن را در ذهن‌ها افزون می‌کند.» (صادقیان، 1388، ص 48)

یکی دیگر از صنایعی که برای افزایش موسیقی و زیبا سازی بیش‌تر کلام به یغما کمک کرده، جناس است. اغلب جناس‌ها از انواع ناقص هستند و جناس تام دیده نمی‌شود:

نگذاشتی تا رمق از جان اثر سر آغشته به خون                           گه نعش ولی گاه موالی نگریدن، مولای خدم را

(جناس مطرّف سر و در)

زیر و زبر چرخ و زمین آنچه در او هست، یکباره شد از دست     امکان تمکن چه مکین را چه مکان را کامشب شب قتل است

(جناس مضارع یا لاحق: زیر، زبر؛ مکان، مکین)، (جناس مطرّف: هست، دست)

از این آباد و ویران بام تا در      خرابت خانه بر سر       شرف بر صدر جستی آستان را

(جناس مطرّف: در، سر، بر)

کودکان لب خشک کین، تن در آذر       دل به تاب       دیدگان در راه آب

(جناس مزید: تاب، آب)

مهر باکین ماه بی‌مهر اختر گیتی‌فروز           رحم سوز شب سیه تاریک روز...

(مهر و مهر: جناس تام؛ مهر نخست به معنای آفتاب و مهر دوم به معنای محبت است.)

این قلب تنک سیم که یغما ز در سود     نقدش به زر اندود        اکسیر قبولش چه زیان از تو رسیدن، سکۀ درم را

(جناس مطرّف: در، زر)

3. اشتقاق:

اشتقاق نیز از فروع جناس و آن است که الفاظی را بیاورند که حروف آن‌ها متجانس و به یک دیگر شبیه باشند. یغما جندقی معمولاً اشتقاق را در کنار دیگر صنایع موسیقی افزا مانند واج‌آرایی و یا جناس به کار می‌برد و شُکوه بیانش را چند برابر می‌کند:

نگذاشتی تا رمق از جان اثر سر آغشته به خون                    گه نعش ولی گاه موالی نگریدن، مولای خدم را

زیر و زبر چرخ و زمین آنچه در او هست، یکباره شد از دست     امکان تمکن چه مکین را چه مکان را کامشب شب قتل است

***

شیر و آهو همه صیدند و تو صیاد فلک                از تو فریاد فلک

***

زین دمیدن خاست خواهد جاودان بر خاص و عام      صبح و شام         زصد قیامت را قیام

تا نگردد کشتی اقبال دریای همم                                 از ستم         غرقه در غرقاب غم

 از خطا خون حرامی محترم کردی حلال                       بی‌ملال         زین گنه نی انفعال...

4. تکرار:

تکرار کلمه یا کلماتی خاص در یک بیت، غالباً برای تأکید و جلب توجه مخاطب صورت می‌گیرد و «کلام را خوش آهنگ و مطبوع می‌سازد.» (صادقیان، 1388، ص 89)

مهم‌ترین عنصر در نوحه‌ها تکرار است؛ به طوری که می‌توان گفت نوحه بر پایۀ تکرار شکل می‌گیرد؛ بندهای تکراری و به حالت ترجیع که باید توسط مخاطبان هم‌خوانی شوند. ذکر تمام تکرارهای به کار رفته در نوحه‌های یغما در این مقال نمی‌گنجد. برای دریافتن این نکته، کافی است مطلع‌های این اشعار را بازنگری کنیم تا بندهای فرعی را دریابیم که در تمام ابیات تکرار شده‌اند تکرار در نوحه، به سوزناکی و ایجاد تکاپو و شور، کمک بیش‌تری می‌کند.

قسمت دوم

منبع: نورمگز

Print
408 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com