مؤلفه‌های فکری سروش اصفهانی در مدح امام رضا علیه السلام

مؤلفه‌های فکری سروش اصفهانی در مدح امام رضا علیه السلام

مریم مرادی

درآمد

سروش از پیروان مکتب بازگشت است، قصاید او تقلید استادانه‌ای است از قصاید انوری، امیر معزی و فرخی سیستانی. او در آغاز اشعار خود را به سبک خاقانی می‌سرود، اما بعدها سرودن به سبک فرخی سیستانی را سر لوحه کار خود قرار داد و از آنجا که زندگی ای مشابه با فرخی داشته است، احساس همزادپنداری شاعر با فرخی بیشتر بوده است .

شمس المناقب سروش اصفهانی، حدود دوهزار بیت از اشعار اوست در قالب 66 قصیده که از این میان 55 قصیده در مناقب حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهماالسلام است و 11 قصیده به مدح سایر ائمه اختصاص داده شده است. از این میان یک قصیده در مدح امام هشتم، علی بن موسی الرضا سروده است که به‌لحاظ ادبی و محتوایی به نکات ارزشمندی آراسته است.

طبق سنت رایج در دوره‌ی خراسانی، شعر با بهاریه‌ای آغاز شده که تصاویر آفاقی و طبیعی آن، فضای قصیدۀ «داغگاه» فرخی را به شکلی مشهود، تداعی می‌کند:

دم بهار بیاراست باغ چون طاووس                     شدست شاخ مرصع چو تاج کیکاووس‏

به باغ و راغ پراکنده ‏اند پنداری‏                         همه خزاین قارون و گنج دقیانوس

هوا ز ابر چو لشکر گهی پر از لشکر                   خروش رعد درو چون خروش کردن کوس‏

فتاده عکس گل نوشکفته اندر آب‏                      چنان هر آینه در آینه است روی عروس‏

نه باغ را بشناسی کنون ز پر تذرو                      نه راغ را بشناسی کنون ز چشم خروس‏

هزار دستان بر گل همی زند آواز                       که عاشقان را وقت کنار آمد و بوس

‏گرفته نرگس زرین قدح به کف گوید                  هر آن کسی که نگیرد قدح بر او افسوس‏

چو گل ز پردۀ زنگارگون برون آمد                     تنید نتوان بر خویش پردۀ سالوس‏

چنین که بوی خوش آید ز باد نوروزی‏                گذشته گویی بر تربت غنودۀ طوس     

امام مشرق و مغرب علی بن موسی‏                   که هست حجت یزدان و شرع را ناموس‏

و به‌این ترتیب شاعر وارد تنۀ اصلی قصیده و مدح ممدوح می‌شود.

باورهای کلامی شاعر و فهمی که شاعر در مورد اهل بیت علیهم السلام دارد، از نکات برجسته و قابل تامل است:

یکی دانستن ذات اهل بیت علیهم السلام

دیدگاه شاعر در وصف ائمۀ اطهار همان «أَنَّ أَرْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَاحِدَةٌ» (ابن بابویه،1413 ج‏2: 613) و خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ. (ابن بابويه،1376: 236) است، در موارد متعددی صفتی خاص را که در مورد یکی از حضرات معصومین نقل شده است را در مورد سایر ائمه نیز به‌کار برده است. این نکته را نمی‌توان خطای شاعر محسوب داشت، بلکه دلالتی است بر منظومۀ اعتقادی او و یا عصر او؛ مثلا مقام وصایت پیامبر که برای امیرالمؤمنین مصداق دارد در این قصیده به امام هشتم منسوب شده است:

وصی احمد مرسل که بهر منکر او                 گرفته منکر در دست آتشین دبّوس  

دینداری بر غیر مدار ولایت، امری عبث است

اگر نه بر پی او از پی پژوهش دین‏           هزار سال روی رفتنی بود معکوس‏

مرجع خلقت

شاعر قاعدۀ بازگشت به اصل (إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون) را که مخصوص ذات اقدس الهی است، در مورد حضرات ائمه نیز صادق می‌داند:

چنانکه هست به کل بازگشتن اجزا           به سوی اوست گراییدن عقول و نفوس

تجلی

فکند نور نبی در ازل دوازده عکس‏                     تو عکس هشتم هستی از آن ده و دو عکوس‏

علم ناب حقیقتی است که تنها در تعالیم ائمه یافت می‌شود

ایا مدرس ادریس و خواجۀ جرجیس              که هست پیش علوم تو علم‏ها مدروس

علم از علی و آل علی بایدت آموخت            خیره مطلب بوی خوش عود ز هیزم (آیتی،1387: 208)

فلسفه ستیزی، عقل ستیزی و مخالفت با علوم عقلی و رایج زمانه

طریقه‌های سپهر و دقیقه‏ های نجوم‏                از او بپرس نه از اوستاد بطلمیوس

عیال علم فلاطون چه بایدت بودن                 به پیش علم وی و علم آل باش عیال(آیتی،1387: 205)

اصالت در خلقت

سروش ـ که ذات حضرات معصومان علیهم‌السلام را یکی می‌داند ـ مفهوم حدیث «لولاک لَما خَلَقتُ الأفلاک‏» (مجلسی، 1403ج 15: 28) را که در شأن پیامبراکرم (ص) نقل شده است، در مورد سایر امامان نیز به کار برده است؛ چنانچه در مدح امیرالمؤمنین می‌گوید:

بپرسیدم ز نامش جبرئیلم گفت در پاسخ               امیرالمؤمنین حیدر که مقصود است امکان را (آیتی،1387: 32)

و در این قصیده نیز این مدح را در مورد امام رضا(ع) آورده است:

تو اصل خلقتی و کاینات جمله فروع‏                  تو مغز طینتی و ممکنات جمله سبوس

برتری شأن ممدوح بر انبیاء و اولیاء پیشین

نه انبیا را جز بر صراط اوست روش                   ‏نه اولیا را جز بر بساط اوست رؤوس

و حتی منشأ معجزات انبیاء ماضی و نجات آنها از ابتلائات بواسطۀ امام بوده است:

نه گر سلیمان کردی شفیع نام تو را                هنوز بودی در چنگ اهرمن محبوس‏

گاه قهرش برگمارد بر سر نمرود پشّه             گاه لطفش دست ابراهیم بن آزر گرفته(آیتی،1387: 274)

سرانجام منکران ولایت

در نظر شاعر انکار کنندگان ولایت اهل بیت سرانجامی جز دوزخ در انتظارشان نیست و محبان او سعادتمند خواهند شد.

وصی احمد مرسل که بهر منکر او                 گرفته منکر در دست آتشین دبّوس

 برِ مقرّ تو خندان بود فرشتۀ مرگ                 به پیش منکر تو با هزار گونه عبوس

و در روایات نیز چنین مضمونی بدون سند نیست:

وَ مِنْ كِتَابِ الْبَصَائِرِ، عَنْ أَبِي جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: الْمُخَالِفُ لِعَلِيٍّ بَعْدِي كَافِرٌ وَ الشَّاكُّ بِهِ مُشْرِكٌ مُغَادِرٌ وَ الْمُحِبُّ لَهُ مُؤْمِنٌ صَادِقٌ وَ الْمُبْغِضُ لَهُ مُنَافِقٌ وَ الْمُحَارِبُ لَهُ مَارِقٌ وَ الرَّادُّ عَلَيْهِ زَاهِقٌ وَ الْمُقْتَفِي لِأَثَرِهِ لَاحِقٌ(مجلسی، 1403ج27: 227)

طلب شفاعت و پاداش اخروی

سرانجام قصیده ختم می‌شود به طلب شفاعت و پاداش اخروی از امام ممدوح:

به این قصیده که چون حله در مناقب توست‏     مرا ببخشای از آب سلسبیل کئوس‏

به زیر سایۀ طوبی مرا مقر ده از آنک‏              درخت مهر تو در سینه کرده‌ام مغروس‏

مگر عنایت او بازداردم ز گناه‏                      چنین که طبع مرا گشته با گنه مأنوس‏

مکن تو فردا مأیوسم از شفاعت خویش‏           که من ز خویشتن امروز گشته‌ام مایوس‏

 صورت کامل ‏قصیده

دم بهار بیاراست باغ چون طاووس           شدست شاخ مرصع چو تاج کیکاووس‏

به باغ و راغ پراکنده ‏اند پنداری‏               همه خزاین قارون و گنج دقیانوس 

هوا ز ابر چو لشکر گهی پر از لشکر         خروش رعد  درو چون خروش کردن کوس‏

فتاده عکس گل نوشکفته اندر آب‏             چنان هر آینه در آینه است روی عروس‏

نه باغ را بشناسی کنون ز پرّ تذرو             نه راغ را بشناسی کنون ز چشم خروس‏

هزار دستان بر گل همی زند آواز             که عاشقان را وقت کنار آمد و بوس‏

گرفته نرگس زرین قدح به کف گوید        هر آن کسی که نگیرد قدح بر او افسوس‏

چو گل ز پردۀ زنگارگون برون آمد           تنید نتوان بر خویش پردۀ سالوس‏

چنین که بوی خوش آید ز باد نوروزی‏       گذشته گویی بر تربت غنودۀ طوس 

امام مشرق و مغرب علی بن موسی‏           که هست حجت یزدان و شرع را ناموس‏

وصی احمد مرسل که بهر منکر او            گرفته منکر در دست آتشین دبّوس 

نثار مشهد او را به دست روح قدس‏          طباق نور فرستد مهیمن قدوس

اگر نه بر پی او از پی پژوهش دین‏           هزار سال روی رفتنی بود معکوس‏

جز او به مجلس مأمون که خوار کرد وخجل‏ مقدمان نصارا و موبدان مجوس‏

به تخت ملکت دنیا از آن جلوس نکرد       که بود او را بر تخت لا یزال جلوس‏

طریقه‏ های سپهر و دقیقه‏ های نجوم‏          از او بپرس نه از اوستاد بطلمیوس

گر او بخواهد تأثیر اختران به خلاف‏          خجسته گردد کیوان و مشتری منحوس

چنانکه هست به کل بازگشتن اجزا           به سوی اوست گراییدن عقول و نفوس‏

نه انبیا را جز بر صراط اوست روش‏          نه اولیا را جز بر بساط اوست رؤوس‏

ایا مدرس ادریس و خواجۀ جرجیس         که هست پیش علوم تو علم‏ها مدروس

نه گر سلیمان کردی شفیع نام ترا             هنوز بودی در چنگ اهرمن محبوس‏

فکند نور نبی در ازل دوازده عکس‏           تو عکس هشتم هستی از آن ده و دو عکوس‏

بر مقر تو خندان بود فرشتۀ مرگ‏              به پیش منکر تو با هزار گونه عبوس‏

تو را ز هر چه رود در دو گیتی آگهی است‏ که در دو گیتی داری فرشتگان جاسوس‏

اگر بخوانی ناقوس را به ملت حق‏            درست بانگ شهادت برآید از ناقوس‏

تو اصل خلقتی و کاینات جمله فروع‏        تو مغز طینتی و ممکنات جمله سبوس

به این قصیده که چون حله در مناقب تست‏ مرا ببخشای از آب سلسبیل کئوس‏

به زیر سایۀ طوبی مرا مقر ده ازآنک‏          درخت مهر تو در سینه کرده‌ام مغروس‏

مگر عنایت او بازداردم ز گناه‏                 چنین که طبع مرا گشته با گنه مأنوس‏

مکن تو فردا مأیوسم از شفاعت خویش‏      که من ز خویشتن امروز گشته‌ام مایوس‏

ز من تحیت بادا به جان روشن تو            فرو روند و برآیند تا نجوم و شموس‏

«سروش» ختم ثنا در دعای شاه رواست      که بخت بدهد بر خامه و بنانت بوس‏

 

منابع

 

1.      ابن بابويه، محمد بن على‏. (1413 ق‏) من لا يحضره الفقيه‏، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم.‏

2.      ابن بابويه، محمد بن على. (1376) الأمالي، تهران: کتابچی.

3.      آیتی، عبدالمحمد (1378) تفسیری بر شعر شمس الشعرا سروش اصفهانی؛ تهران: پژواک کیوان.

4.      مجلسی، محمدباقر.(1403) بحار‌الانوار، بیروت: دار إحياء التراث العربي‏.

 

Print
7892 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com