حضرت آیت‌الله العظمی شهاب‌الدین مرعشی نجفی

حضرت آیت‌الله العظمی شهاب‌الدین مرعشی نجفی

نصیر میرجانی

در 31 تیر 1276 (20 صفر 1315 ق.) در نجف اشرف متولد شد. پدرش آیت‌الله سید شمس‌الدین محمود مرعشى از فقها و مدرسان نجف بود. سلسلۀ نسب ایشان با 33 واسطه به حضرت امام زین‌العابدین علیه‌السلام مى‌رسد. نسب سادات مرعشى بیشتر در شهرهاى قم، تهران، رفسنجان، دماوند، قزوین، مازندران، خوزستان و آذربایجان سکونت داشته‌اند. وی تحصیلات حوزوی خود را زیر نظر استادان برجستۀ حوزه‌های علمیۀ نجف، سامرا، کاظمین، تهران و قم گذراند و در 27 سالگی به مرجعیت رسید. ایشان یکى از معدود علمایى بوده که از استادان زیادى در زمینه‌های زیر بهره برده است:

تجوید و تفسیر، انساب، فقه و اصول، ریاضى و هیئت، طب، حدیث و رجال.

در سال 1303 براى زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه‌السلام به ایران آمد و پس از زیارت به تهران رفت و یک سال بعد، براى زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها به قم مشرف و به دستور آیت‌الله حائری در این شهر ماندگار شد. برخى از شخصیت‌هایى که آقای مرعشى با آن‌ها دیدار کرده و گفت‌وگوی علمی انجام داده است، عبارت‌اند از: تاگور شاعر و فیلسوف مشهور هندى، علامه رشید رضا مصرى مؤلف تفسیر المنار، شیخ طنطاوى جوهرى مصرى، صاحب تفسیر الجواهر، پرفسور هانرى‌ کربن فرانسوى.

آیت‌ الله مرعشی نجفی در ۹۶ سالگی در هفتم شهریور ۱۳۶۹ ش. مصادف با هفت صفر ۱۴۱۱ق. رحلت کرد. او را بنا بر وصیت خودش در کتابخانه‌اش دفن کردند.

 

آیت الله مرعشی در سال 1353 در قم، کتابخانه‌ای با بیش از 250000 جلد كتاب چاپی و 25000 جلد كتاب خطی تاسیس کرد. این کتابخانه در ردیف كتابخانه‌های مجلس شورای اسلامی و آستان قدس رضوی قرار دارد. این كتابخانه با چهارصد مؤسسه، مركز علمی و كتابخانه در سراسر جهان ارتباط دارد. كهن‌ترین نسخۀ خطی زبور نیز در اینجا نگهداری می‌شود.
 

ایشان در خاطره‌ای می‌فرماید:
یک روز از مدرسه، به قصد بازار که جنب صحن علوی بود، حرکت کردم. در ابتدای بازار چشمم به زنی تخم‌مرغ‌فروش افتاد که در کنار دیوار نشسته و از زیر چادر وی گوشۀ کتاب پیدا بود. حس کنجکاوی من تحریک شد. کتاب را گرفتم و با حیرت متوجه شدم که نسخه‌ای نایاب از کتابـ«
ریاض العلماء»  علامه عبدالله افندی است که احدی آن را در اختیار ندارد. مثل یعقوبی که یوسف خود را پیدا کرده باشد، با شور و شعفی وصف ناشدنی به زن گفتم: این را چند می‌فروشی؟ گفت: پنج روپیه. من که از شوق سر از پا نمی‌شناختم، گفتم: دارایی من صد روپیه است و حاضرم همۀ آن را بدهم و کتاب را از شما بگیرم. آن زن با خوشحالی پذیرفت. در این هنگام سر و کلۀ کاظم دجیلی که دلال خرید کتاب برای انگلیسی‌ها بود، پیدا شد. او نسخه‌های کمیاب، نادر و کتاب‌های قدیمی را به هر طریقی به چنگ می‌آورد و توسط حاکم انگلیسی نجف اشرف که گویا اسمش و یا عنوانش «میجر» (سرگرد) بود، به کتابخانۀ لندن می‌فرستاد. کاظم دلال کتاب را به زور از دست من گرفت و به آن زن گفت: من آن را بیشتر می‌خرم و مبلغی بالاتر از آنچه من به آن زن گفته بودم، پیشنهاد کرد. در آن هنگام من اندوهگین رو به سمت حرم شریف امیر‌المؤمنین علیه‌السلام کردم و آهسته گفتم: آقا جان! من می‌خواهم با خرید این کتاب به شما خدمت کنم؛ پس راضی نباشید این کتاب از دست من خارج شود. هنوز کلامم تمام نشده بود که زن تخم‌مرغ‌فروش رو کرد به دلال و گفت: این کتاب را به ایشان فروخته‌ام و به شما نمی‌فروشم. کاظم دجیلی شکست‌خورده و عصبانی از آنجا دور شد.

طولی نکشید که کاظم دلال همراه چند پلیس به مدرسه حمله کردند و مرا دستگیر نموده، پیش حاکم انگلیسی (میجر) بردند. او نخست مرا به سرقت کتاب متهم کرد و بسیار عربده کشید. سپس دستور داد مرا زندانی کردند. آن شب در زندان مدام با خدا راز و نیاز می‌کردم که کتاب در مخفی‌گاهش محفوظ بماند. روز بعد مرجع بزرگ آن وقت، آیت‌الله میرزا فتح‌الله نمازی اصفهانی معروف به شیخ الشریعه، فرزند مرحوم آخوند خراسانی را به نام میرزا مهدی، با جماعتی برای آزادی من به نزد حاکم شهر فرستاد. بالاخره نتیجه این شد که من از زندان آزاد شوم؛ با این شرط که مدت یک ماه کتاب را به حاکم انگلیسی تسلیم کنم. پس از آزادی، به سرعت به مدرسه رفتم و همۀ دوستان طلبه‌ام را جمع کردم و گفتم: باید کار مهمی انجام بدهیم که خدمت به اسلام و شریعت است! طلاب گفتند: چه کاری؟ و من گفتم: نسخه‌برداری و استنساخ از روی این کتاب. فوراً دست به کار شدیم و قبل از مهلت مقرر چند نسخه از روی آن استنساخ گردید.

 

آیت‌الله مرعشی نجفی و شعر معروف شهریار

ایشان بارها می فرمودند: «شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم که در زاویۀ مسجد کوفه نشسته‌ام و وجود مبارک مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند: «شاعران اهل‌بیت علیهم‌السلام را بیاورید.» دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: «شاعران فارسی‌زبان را نیز بیاورید.» آنگاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی‌زبان آمدند. فرمودند: «شهریار ما کجاست؟» شهریار آمد. حضرت خطاب به او فرمودند: «شعرت را بخوان.» شهریار این شعر را خواند:
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را                        که به ما‌سوا فکندی همه سایۀ هما را
وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم. چون من او را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می‌کند. گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید. چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر علیه‌السلام دیده‌ام. از او پرسیدم: این شعر  «علی ای همای رحمت» را چه زمانی سروده‌ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سؤال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را سروده‌ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده‌ام و نه دربارۀ آن با کسی صحبت کرده‌ام. ایشان ماجرای خواب را تعریف کردند. شهریار با شنیدن این سخنان، فوق‌العاده منقلب شد و گفت: من فلان شب این شعر را سرودم و همان‌طور که قبلا عرض کردم، تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده‌ام. آیت‌الله فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصراع شعر خود را تمام کرده است، من آن خواب را دیده‌ام.

Print
72 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com