نگاهی گذرا بر کارنامۀ فرهنگی هاشمی رفسنجانی

نگاهی گذرا بر کارنامۀ فرهنگی هاشمی رفسنجانی

اشاره: نوشتۀ زیر، بخشی از رسالۀ دکتری رضا بیات است. این رساله که به نقد شعر مذهبی بعد از انقلاب اسلامی می‌پردازد، در فصل دوم، به رویکردهای نقد پرداخته است که یکی از آن‌ها نقد اجتماعی است.

 

درآمد:

دربارۀ جامعه‌شناسی و ادبیات، جامعه‌شناسی در ادبیات و بالاخره جامعه‌شناسیِ ادبیات کار‌هایی انجام شده است. برخی اجتماعیات در ادبیات فارسی را گرد آورده‌اند (جامعه شناسی در ادبیات)؛ برخی مروری تاریخی بر روابط بین این دو رشته داشته‌اند و مقالات و کتاب‌ها و نگاه‌‌ها را فهرست کرده‌اند (جامعه‌شناسی و ادبیات) و گروه سوم که در تحقیق حاضر موضوعیت دارند، شرایط اجتماعی بروز و ظهور انواع مختلف ادبی و مکاتب و ... را بررسی کرده‌اند (جامعه‌شناسیِ ادبیات).

قاعدتا آثار گروه سوم باید برای این پژوهش مفید باشد؛ اما متأسفانه به چند دلیل این گونه نیست:

1.       این علوم ترجمه‌ای هستند و مترجمان و اساتید ایرانی هنوز نتوانسته‌اند چنان‌که بایسته است، این مفاهیم را بومی و کاربردی کنند.

2.       از آنجا که نوع ادبی اصلی در اروپا و امریکای مدرن، رمان است، آنچه در غرب پیش آمده، نقد جامعه شناختی رمان بوده و مترجمان نیز پس از ترجمۀ نقد آثار کافکا و فلوبر و ...، اگر کاری کرده‌اند، نقد رمان‌های هدایت و چوبک بوده است. آنان حتی به رمان‌های امروزین که از مبانی فکری غرب کمی فاصله گرفته است نپرداخته‌اند و آثار امثال رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی و رضا رهگذر، کمتر به نقد‌های این اساتید راه یافته‌اند.

این نکته را نیز باید به موارد فوق افزود که حتی اگر تصور کنیم، کسی قصد کرده باشد نقد جامعه‌شناختی را بر شعر معاصر تطبیق داده باشد، بنا به سنت دانشکده‌‌های ادبیات، شعر معاصر را منحصر در پنج تن دیده است: نیما، اخوان، شاملو، سهراب و فروغ.

برای این پژوهش، ابتدا تئوری‌‌های اصلی نقد جامعه شناختی مرور شد. نقطۀ مشترک نظریات مختلف اثرپذیری هنرمند از جامعه بود:

اسکاربیت می‌گوید: «شاعران و نویسندگان برجسته، آیینۀ تمام نمای جامعۀ خویش هستند. ژرفا و گستردگی اندیشۀ هر یک از شاعران و نویسندگان و نحوۀ برخورد آن‌ها با امور و مسائل اجتماعی محیط خود و معرفی آن، تصویری منظم و کامل از تحول و کمال جامعه را ارائه می‌دهد» (مدرسی 1390: 129؛ به نقل از اسکاربیت 1376: 4)

هیپولیت تن می‌گوید: «ادبیات محصول زمان، نژاد و محیط اجتماعی است» (ناظرزاده‌ کرمانی 1370: 24)

«نویسنده به تنهایی خالق یک اثر نیست؛ بلکه فاعل اصلی اثر، جامعۀ آن عصر است که عقاید، خواسته‌ها و امیال افراد آن در یک اثر تجلی می‌یابد و شعر نیز از این خصوصیت مستثنی نیست» (مدرسی 1390: 130).


 

مبحث اول: تاریخ انقلاب اسلامی:

 

در گام بعدی تاریخ فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی بازشناسی و مرور ‌شد. در این زمینه باید اخبار و گزارش‌های فرهنگی این سال‌ها دیده می‌شد. اما این گزارش‌ها، رسمی و غیر‌رسمی، خالی از حب و بغض و نگرش ایدئولوژیک نبود و نمی‌توانست به تمامی واقع‌نما باشد. چاره‌ای نبود جز این‌که در انتخاب منابع تحقیق، تنوع مشرب‌ها و دیدگاه‌ها لحاظ شود؛ لذا این منابع دیده شدند:

1.       دورۀ نشریات فرهنگی ادوار مختلف. کیهان فرهنگی و سورۀ اندیشه بیش از باقی نشریات دیده شدند؛ اما منابعی مثل سالنامه‌‌های همشهری و شرق و ... نیز مورد استفاده بودند.

2.       مرور منابع رسمی تبلیغ مذهبی که ناظر به وقایع روز بودند و در طول این سه دهه امتداد داشته‌اند؛ مثل خطبه‌های نمازجمعۀ تهران (در حد امکان و به شکل محدود) و برنامۀ درس‌هایی از قرآن حجه الاسلام قرائتی.

3.       نشریات و کتب طنز اجتماعی. این آثار آزادانه‌تر از دیگر نوشته‌ها به نقد وضع موجود در هر دوره پرداخته‌اند. البته نقدهای طنز در حد اشاره است و نهایتاً می‌توانند سرنخی باشند برای کشف یک مسألۀ فرهنگی-اجتماعی.

4.       مصاحبه با برخی فعالان خرد و کلان فرهنگی از گروه‌‌ها و دیدگاه‌‌های مختلف.

اسکاربیت می‌گوید: «جامعه‌شناسی ادبیات عوامل فرهنگی را شناسایی می‌کند و در عین حال خطوط اصلی سیاست فرهنگی را تعیین می‌نماید» (مدرسی 1390: 132). بر همین اساس تلاش کردیم که طرحی از وضعیت فرهنگی سه دهه اخیر تصویر کنیم. مهم‌ترین عامل مشترکی که بر فرهنگ این سه دهه، خصوصا شعر، اثر گذاشته، آیت الله خامنه‌ای است که 8 سال ریاست جمهوری را به عهده داشته و تا کنون 26 سال است که نظام را رهبری می‌کند. ایشان از دوران جوانی در محافل شعری مشهد حضور داشت و با شعرا محشور بود (نگارنده 1392: 24). پس از انقلاب که شاعران بزرگی مثل اخوان و شاملو از انقلاب کناره گرفتند، عرصۀ شعر از وزنه‌های ادبی خالی شد. آیت‌الله خامنه‌ای با تلاش بسیار و نامه‌نگاری‌های خصوصی با شعرا، بسیاری را دعوت به همکاری کرد و عملاً شعر انقلاب را پایه‌ریزی کرد. حتی شاعرانی که با نظام همراهی نمی‌کردند نیز در مواقع نیاز، به ایشان رجوع داشتند. معرفی‌نامۀ منظومی که اخوان برای حسین منزوی نوشته است نمونه‌ای از این موارد است[1]. از همان روزگار ریاست جمهوری دیدارهایی با شعرا داشتند که تا کنون ادامه یافته است و البته حدود ده سال است که رسانه‌ای شده و نمود بیشتری دارد.

برای تقسیم‌بندی باید به دنبال عامل افتراق بود؛ لذا عامل اشتراک، آیت‌الله خامنه‌ای، در عین تأثیرگذاری، از روند تقسیم‌بندی ادوار کنار گذاشته شد. بر اساس دوران ریاست عالی‌ترین مقامات مؤثر بر فرهنگ، تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی به چهار دورۀ سیاسی تقسیم شد: دورۀ رهبری امام خمینی، دورۀ ریاست جمهوری آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی، دورۀ ریاست جمهوری حجه‌الاسلام خاتمی و دورۀ ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد.

رویکرد‌های فرهنگی رؤسای این چهار دوره بیش و کم با هم متفاوت بوده و بر فرهنگ عمومی مردم تأثیر گذاشته است؛ چرا که «الناس علی دین ملوکهم». بدیهی است که حوزۀ نفوذ فرهنگ‌ها را نمی‌توان دقیق خط کشی کرد؛ نه جغرافیایی و نه زمانی؛ بنا براین تأثیرات هر یک از این چهار دوره اندکی پیش و پس دوره نیز پررنگ است و در دوره‌‌های دیگر نیز به کلی از بین نمی‌رود؛ بلکه به جریانی ضعیف و غیر اصلی تبدیل می‌شود.

این نیز مسلم در نظر گرفته شد که سیاسی بودن جزء اصلی‌ترین شاکله‌‌های شخصیتی ایرانیان این روزگار است و حتی از سوی رهبران سیاسی چنین تشویق می‌شوند که «دانشجو باید سیاسی باشد» و ... . بنابراین هر فعال فرهنگی، از جمله شاعر، مستقیم یا غیر‌مستقیم تحت تأثیر مسائل خرد و کلان سیاسی است.

1- سال‌های 1357-1367 (دورۀ امام خمینی: انقلاب و جنگ):

(محتوای این دوره به پاس اختصار حذف شد.)

2- سال‌های 1368-1375 (دورۀ ‌هاشمی: توسعۀ اقتصادی):

2-1- فرهنگ عمومی:

پس از پایان جنگ و فوت امام، فضای معنوی و شور انقلابی جامعه به شدت افول می‌کند. دورۀ 8 سالۀ ریاست جمهوری آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی «دوران سازندگی» نامیده می‌شود. در این دوره، فضای کلی فکری جامعه، همان فضای دورۀ پیش است؛ با این تفاوت که شور و هیجانات ناشی از جنگ فروکش کرده و آرامش، فرصت کار‌های عمیق و زیربنایی را فراهم می‌کند. در عرصه‌‌های مختلف زیرساخت‌های بسیاری ساخته می‌شود؛ در اقتصاد، سد و فرودگاه و ... افتتاح می‌شود، در عرصۀ آموزش دانشگاه آزاد رشد چشمگیری دارد و در عرصۀ فرهنگ فیلم‌ها و کتاب‌های تأثیرگذار و ماندگار بسیاری تولید می‌شود.

فضای سیاسی-اجتماعی هنوز تک صدایی است و جناح‌‌ها و حزب‌های سیاسی تفاوت بارزی با هم ندارند. شاید همین عامل باعث می‌شود که درصد مشارکت مردم در انتخابات، در این سال‌ها به کمترین عدد بعد انقلاب برسد؛ نه شور جنگ در میان است و نه رقابت جناحی.

دل‌بستگان جبهه و جنگ، این دوره را در یأس و دل‌سردی می‌گذرانند. برای اینان، بهشت مطلوب، دفاع مقدس است و اکنون دنیای پس از جنگ و امام را دنیایی سیاه می‌یابند. سعی می‌کنند شرایط پیشین را برای خود زنده نگاه دارند (رک. سپهر 1387) و هر گونه تغییر و تحولی را دور شدن از آرمان‌ها تفسیر می‌کنند؛ خصوصا اگر رنگ و بویی از رفاه داشته باشد که در تعبیر اینان دنیادوستی و استکبار نامیده می‌شود. توجه به فقر و رسیدگی به فقرا آ‌‌ن‌قدر بالا می‌گیرد که وقتی سید مرتضی آوینی شهید می‌شود، مهمترین چیزی که ذهن میرشکاک را می‌آزارد «نان» کودکان است که گویا بدون شهید آوینی به دست نمی‌آید:

«کودکان ما نان می‌خواهند؛ نان! نان مرتضی! و نان همیشه گران‌تر و گرامی‌تر از ایمان بوده است. تو را از دست داده‌ایم. سر بر درگاه خانۀ پدران تو، به این می‌اندیشیم که زبان خود را در مدح و ستایش کدام امیر صیقل دهیم و شرف خود را کجا به اجاره بفرستیم. رفتن آسانترین راه بود» (میر‌شکاک 1375).

چنان‌که دیده می‌شود، در دیدگاه میرشکاک که از نویسندگان و متفکران اصلی حوزه هنری در این دوره محسوب می‌شود، تنها راه کسب نان خودفروشی و شرف فروشی است.

2-2- ادبیات:

2-2-1- زبان:

زبان شعر در این دوره نیز فاخر و رسمی است؛ البته درشتناکی زبان سال‌های نخستین را ندارد و نمی‌توان توقع داشت قصایدی از جنس سروده‌‌های اوستا و حمید سبزواری در این دوره دیده شود. هر چند که علی معلم در دشوارگویی همچنان راه خود را می‌رود و حتی دشوارتر از پیش می‌سراید.

2-2-2- سبک:

سبک‌های شعری این دوره نسبت به سال‌های قبل اندکی متفاوت می‌شوند. سبک نوگرای حوزۀ هنری خودش را پیدا می‌کند و از تمرین‌های خام پیشین به پختگی زبان امین‌پور و حسینی و محمودی می‌رسد[2]. اینان زبانی نرم و امروزین را یافته‌اند که با بینشی نو و متعادل تلفیق شده است. آرامش پس از جنگ، فضا را برای نگاهی انفسی‌تر آماده کرده است و محمودی و امین‌پور به خوبی از این فضا استفاده می‌کنند؛ اما حسینی تا حدود زیادی آفاقی باقی می‌ماند و به همین خاطر شعرش بیش از دو نفر دیگر رنگ و بوی دهۀ پیش را دارد.

منزوی با شعر عاشقانه دری نو به شعر پس از انقلاب می‌گشاید. نوع بیان و سبک آمیختۀ او که از هر فرهنگ و سبکی نشانی با خود دارد- زمینه‌ساز غزل نو می‌شود که در سال‌های بعد سر بر می‌آورد.

تلاش‌هایی هم برای احیای سبک هندی دیده می‌شود که در دوره‌‌های بعد به بار می‌نشیند (رک. اصفهانی و دیگران 1372).

2-2-3- محتوا:

رزمندگان از جنگ برگشته، با جامعه‌ای مواجه می‌شوند که رفته رفته از فضای جنگ و جبهه فاصله می‌گیرد. طبیعتاً این منظره برایشان خوشایند نیست و بر می‌آشوبند و اعتراض می‌کنند. نوک پیکان حملات آنان به سوی مال اندوزان است و دولت ‌هاشمی که زمینه را برای آنان فراهم کرده است. در این دوره هنوز بین دولت (قوه مجریه) و نظام (حکومت جمهوری اسلامی) فرقی گذاشته نمی‌شود و اعتراض به دولت رنگ جناحی نگرفته است؛ لذا اعتراض‌ها یکدست و صادقانه است. هفته نامۀ طنز گل آقا در این دوره است که می‌تواند فعالیت کند؛ چون معترض است و موضوع اعتراض هم دارد و اعتراضش به نفع یک گروه سیاسی نیست؛ بلکه از زاویۀ دید مردم است. شاید اتفاقی نباشد که میرشکاک در این سال‌ها بسیار پر کار است. او در سورۀ اندیشه و نیستان و ... در قامت یک تئوریسین پرکار و دغدغه‌مند ظاهر می‌شود و صفحات زیادی از مطبوعات آن دوره را به خود اختصاص می‌دهد. جنس کلام میرشکاک اعتراض تند و تأکید بر باور‌های خودیِ اغراق شده است. شعر «فصلی از منظومۀ مرداب‌ها و آب‌ها» ی سید حسن حسینی بهترین آینۀ این دوران محسوب می‌شود. همچنین قزوه به عنوان بارزترین چهرۀ شعر اعتراض، در این دوره پرکار است. معلم نیز معترض است؛ اما با این تفاوت که اعتراض او به مکاتب فکری دگراندیش است؛ به طور مشخص روشنفکری و عبدالکریم سروش (معلم 1393: 310، 321 و 347). آخرین سرمقاله‌‌های شهید آوینی در سورۀ اندیشه نیز یکسره دربارۀ هجوم مدرنیته و خطر دوری از فرهنگ خودی است. این‌که 27 قسمت از برنامۀ «درس‌هایی از قرآن» حجه الاسلام قرائتی در سال‌های 71، 72 و 75 به بحث امر به معروف و نهی از منکر اختصاص یافته نیز مؤید دیگری بر روح حاکم بر این دوره است (“درس‌‌هايي از قرآن” 1394).

2-2-4- سرخوردگی شاعران انقلابی:

جامعه راه خود را می‌رود و این اعتراض‌ها مشکلی را حل نمی‌کنند و مسیری را تغییر نمی‌دهند؛ بنابراین معترضان کم کم سرخورده و مأیوس می‌شوند. این قشر مأیوس معمولاً به عوالم درون پناه می‌برند؛ چنان‌که دفاتر شعر امین‌پور به ترتیب سال چاپ درون‌گرا‌‌تر می‌شوند و بیشتر رنگ و بوی عرفانی می‌گیرند. مقایسۀ «در ملکوت سکوت» که آخرین اثر حسینی است، با «همصدا با حلق اسماعیل» او که در ایام جنگ منتشر شده بود، عمق این دگرگونی را نشان می‌دهد.

او که روزگاری سروده بود:

-         ذوالجناح رزم را گاه سحر زین می‌کنم                  می روم آنجا که نای نینوا می‌خواندم

یا علی گویان سرود لاتخف سر می‌دهم                کز نجف آنک علی مرتضی می‌خواندم (سید حسن حسینی 1388: 32)

در ادوار بعدی با طنزی گزنده و تلخ وضع جامعه را چنین تشریح می‌کند:

-         «شاعری قبله نما را گم کرد/ سجده بر/ مردم کرد!»

-         «شاعری/ وام گرفت/ شعرش آرام گرفت»

-         «شاعر تشنه/ ز دریا می‌گفت / اهل بیت سخنش را/ به اسارت بردند» (سید حسن حسینی 1383: 20-21)

و در پایان کار به این نقطه می‌رسد:

-         «پیش از دیدار/ از واژه‌‌های مشمول/ سان می‌بینم/ دفترچه‌‌ها را / حاضر می‌کنم/ خدمت/ خیانتی است باژگونه» (سیدحسن حسینی 1385: 67)

-         «بدون اطلاع قبلی/ دم در بیمارستان شهید می‌شوم/ نگهبانی دست مرا می‌گیرد / و به سمت بهشت می‌برد! / به غرفه‌‌های ستاره و گل/ قدم می‌نهم/ جام‌های بهشتی/ یکبار مصرف است/ سیگاری روشن می‌کنم/ و خاکسترش را در ملکوت می‌تکانم» (سیدحسن حسینی 1385: 95)

2-2-5- برخورد باطنی و درون‌گرا با دین:

مدایح و مراثی مذهبی به چند دلیل در این دوره رشد می‌کند:

نخست این‌که دیگر امام خمینی در جامعه، حاضر نیست. تا زمانی که امام زنده بود، شاعران ایشان را نمایندۀ حاضر اسلام می‌دانستند و مدایح مذهبی خود به خود به سمت ایشان متمایل می‌شد؛ هر چند معصوم نبود و مقامش با مقام دوازده امام  علیهم‌السلام قابل قیاس نبود، اما مردم او را می‌دیدند و امامان معصوم  علیهم‌السلام را نه؛ بنابراین او را بیش از اهل بیت  علیهم‌السلام می‌شناختند و می‌ستودند؛ خصوصا اگر به یاد بیاوریم که بدنۀ جامعه در اوان انقلاب، اسلام را خوب نمی‌شناخت و در واقع دین را با جمهوری اسلامی شناخته بود. این مردم حتی اگر اوصافی از اهل بیت  علیهم‌السلام می‌شنیدند، چون همان‌ها را در وجود امام خمینی جلوه‌گر می‌دیدند، باز به مدح ایشان می‌پرداختند. در دورۀ امام، بدون این‌که بحث انحراف اعتقادی و گذر از امام معصوم علیه‌السلام مطرح باشد، تمام اسلام زیر سایۀ شخصیت امام خمینی بود؛ اما پس از ارتحال ایشان، آن هیمنۀ حضور از میان رفت؛ به تدریج حضور معنوی ایشان نیز در ذهن‌ها کمرنگ‌تر شد؛ تا آنجا که ده سال بعد از فوت ایشان، یعنی سال 1378 به نام سال امام خمینی نامگذاری شد (پیام نوروزی سال 1378). اگر از منظر آوا‌های معارض باختین  (نصراوی 1393: 108، 112 و ...) به این قضیه نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم که این نامگذاری برای یادآوری ارزش‌های در حال فراموشی بوده است. حال وقتی امام خمینی در جامعه کمرنگ شود، دوباره اسلام با متولیان اصلی و آغازینش شناخته می‌شود؛ یعنی معصومان  علیهم‌السلام.

نکتۀ دوم آن‌که عمق معارف دینی در جامعه بیشتر شد. حوزه‌‌های علمیه که در عصر پهلوی بسیار ضعیف شده بودند، پس از انقلاب دوباره قوت گرفتند و محصول آن قوت، مثل تمام مسائل فرهنگی، با تأخیر به جامعه رسید؛ یعنی تقریبا از دهه دوم انقلاب. مهمترین رسانه‌ای که عموم مردم را با اسلام آشنا می‌کرد، برنامۀ درس‌هایی از قرآن آقای قرائتی بود. بر اساس آنچه در سایت «درس‌هایی از قرآن» آمده است، پراکندگی و حجم موضوعات برنامۀ درس‌هایی از قرآن در دوره‌‌های امام و ‌هاشمی رفسنجانی این گونه است:

جدول پراکندگی و حجم موضوعات «درس‌هایی از قرآن»

این اعداد در مقایسۀ درصدی چنین با هم سنجیده می‌شوند:

 

نمودار پراکندگی و حجم موضوعات «درس‌هایی از قرآن»

چنان‌که دیده می‌شود، در مباحث مطروحۀ آقای قرائتی، فقط مباحث پایۀ اعتقادی و نیز سیاست است که در عصر امام برتری اندکی داشته است. احکام در هر دوره یکسان بوده و در تمام موضوعات دیگر، عصر ‌هاشمی محمل مناسبتری برای تبیین دین و تعمیق در مسائل دیده شده است. این تحلیل کمّی است؛ در کیفیت نیز نوع موضوعات و دروس عصر امام ابتدایی‌تر است. احکام عصر امام در حد نماز و روزه است اما در دورۀ ‌هاشمی به زکات و امر به معروف پرداخته می‌شود.

نکتۀ سوم آن‌که دیگر هیجانات جنگ فروکش کرده است و مردم می‌توانند با آرامش به معنویات بیندیشند. اگر در جنگ، فقط جنگاوری امیرالمؤمنین و امام حسین و حضرت عباس  علیهم‌السلام دیده می‌شد، حالا ابعاد دیگری از وجود آنان نیز به چشم می‌آید. حجه الاسلام قرائتی که در محرم سال 1361 در برنامۀ درس‌هایی از قرآن به این موضوعات می‌پرداخت: «امام حسین  علیه‌السلام، جهاد و شهادت؛ امام حسین علیه‌السلام، اهمیت شهادت؛ امام حسین  علیه‌السلام، شهادت و عشق به خدا؛ امام حسین  علیه‌السلام، مبارزه با استبداد؛ امام حسین  علیه‌السلام، تغییر جامعه فاسد»، در محرم سال 1373 بحث نماز ظهر عاشورا را مطرح می‌کند.(“درس‌‌هايي از قرآن”1373.3.26)

2-2-6- شعر هیئتی، استوار و بی فراز و فرود:

بنا به دلایل پیش گفته، هیئت‌های مذهبی گسترش بیشتری می‌یابند و اندک اندک از مسائل سیاسی فاصله می‌گیرند. این مجالس نیاز به شعر مناسب دارند؛ لذا شاعران هیئتی پرکار می‌شوند و شعر‌هایی متفاوت از نوحه‌‌های صادق آهنگران در ایام جنگ می‌سازند. شاعران مطرح هیئتی افرادی‌اند مثل حسان، انسانی، سازگار، مجاهدی و ... . اینان عموماً در سنین میانسالی قرار دارند و به لحاظ ادبی پیرو سبک بازگشت محسوب می‌شوند. شعر مذهبی حوزۀ هنری، هنری‌تر و نوگراتر از آن است که به کار هیأت بیاید.

2-3- دیگر هنر‌های همسو:

در سینما نیز اوضاع شبیه به عالم ادبیات است. فیلم‌های حاتمی‌کیا از نمایش جنگ به نمایش تبعات فرهنگی جنگ تغییر حالت می‌دهد. «از کرخه تا راین» (1371) روایت مصائب یک جانباز شیمیایی و البته تقابل فرهنگ‌ها است و «آژانس شیشه‌ای» (1376) اوج تقابل فرهنگی اهالی جنگ با مردمی است که می‌خواهند در آرامش باشند.

مخملباف در آغاز این دوره شروع «نوبت عاشقی» (1369) را اعلام می‌کند؛ کاری که منزوی در عالم شعر انجام می‌دهد و در سال 1371 «با عشق در حوالی فاجعه» را منتشر می‌کند و در طول دهه 70 چندین کتاب شعر عاشقانۀ دیگر روانۀ بازار می‌کند.

ساخت فیلم‌های مذهبی-تاریخی در این دوره آغاز می‌شود: ایوب پیامبر (سلحشور 1372)، روز واقعه (اسدی 1373)، شیخ مفید (محمود حسنی 1374) و امام علی علیه‌السلام ( میرباقری 1375). پس از تاریخی-مذهبی‌‌ها نوبت به فیلم‌های عمیق و معناگرای مذهبی می‌رسد: بچه‌‌های آسمان (مجیدی 1375) و رنگ خدا (مجیدی 1376).

در مقام قیاس، فیلم‌های تاریخی-مذهبی معادل «گنجشک و جبرئیل» (حسینی1364) و نوع سروده‌‌های علی انسانی و حسین اسرافیلی و ... می‌توانند باشند و آثار معناگرا معادل شعر‌های سهیل محمودی.

فیلم‌های «آدم برفی» (میرباقری 1373) و «لیلی با من است» (تبریزی 1374) هر یک به نوعی در تقدس زدایی از جامعه تأثیرگذارند و فاصله گرفتن فضای عمومی از ارزش‌های مقدس آغاز انقلاب را نشان می‌دهند.

2-4- جمع‌بندی:

به چند دلیل فرهنگ، ادبیات و هنر این دوره غنای قابل توجهی دارد و شاید ارجمندترین دورۀ فرهنگی پس از انقلاب محسوب شود: نخست: پایبندی جامعه به آرمان‌های صدر انقلاب، دوم: پایان یافتن هیجانات جنگ و فرصت یافتن برای کارهای عمیق و بنیادین، سوم: پخته شدن هنرمندان نسل اول انقلاب، چهارم: نقد جامعه و خود که از بهترین دستمایه‌ها برای خلق اثر هنری غیر شعاری است؛ توضیح این‌که نقد دیگران و شعر جنگ اغلب به سمت شعار کشیده می‌شوند؛ اما نقدِ خود حالت درون‌گرایانه‌تری دارد و استعدادش برای شعار شدن کمتر است. پنجم: حرکت به سوی مفاهیم انفسی و درونی مثل عشق و عرفان.

3- سال‌های 1376-1383 (دورۀ خاتمی: توسعۀ سیاسی و فرهنگی):

4- سال‌های 1384-1391 (دورۀ احمدی نژاد: احیای آرمان‌های صدر انقلاب):

(محتوای این دو دوره نیز به پاس اختصار حذف شد.)

منابع:

-         ‏اخوان ثالث، مهدی. “شعری که اخوان ثالث برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نوشت.” خبرگزاری مهر. Accessed 06، 1394. http://www.mehrnews.com/news/2375647/.

-         ‏اسکاربیت، روبرتو. جامعه شناسی ادبیات. Translated by مرتضی کبتی. تهران: سمت، 1376.

-         ‏اصفهانی، فرید، بیدل‌دهلوی، شیخ‌فیضی‌دکنی، خاقانی‌شروانی، and سید‌ابوطالب مظفری. “ادبیات: اشعار.” سوره اندیشه 1، no. 5 (01، 1372): 1315.

-         ‏حسینی، سید حسن. در ملکوت سکوت. تهران: انجمن شاعران ایران، 1385.

-         ———. نوشداروی طرح ژنریک. تهران: سوره مهر، 1383.

-         ———. هم صدا با حلق اسماعیل. پنجم. تهران: سوره مهر، 1388.

-         ‏“درس هايي از قرآن.” Accessed 04، 1394. http://gharaati.ir/show.php?page=darsha&id=989.

-         ‏سپهر، ابوالفضل. دفتر سرخ. تهران: آرام دل، 1387.

-         ‏“فیش‌های پیام نوروزی سال 1378.” Accessed 04، 1394. http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?id=2935&nt=4&year=1378&tid=2296.

-         ‏مدرسی، فاطمه. فرهنگ توصیفی نقد و نظریه های ادبی. تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1390.

-         ‏معلم، علی. گزیده اشعار علی معلم دامغانی. مشهد: سپیده باوران، 1393.

-         ‏میر‌شکاک، یوسف‌علی. “فرامرزنامه.” سوره اندیشه، no. -71 (01، 1375): 18487.

-         ‏ناظرزاده‌ کرمانی، فرهاد. “نگاهی به اندیشه های هیپولیت تن و نقد جامعه شناختی ادبیات و هنر.” نمایش 1، no. 4 (01، 1370): 2229.

-         ‏نصراوی، محمد. “روند رویارویی گفتمان علوی و اموی واکاوی کنشهای زبانی پس از واقعه ی عاشورا.” صحیفه مبین، no. 20 (01، 1393): 10732.

-         ‏نگارنده، عبدالعلی. مجموعه آثار عبدالعلی نگارنده. تهران: آرام دل، 1392.

 

 



[1]- امام جمعۀ تهران جناب خامنه‌ای/ کسی که این ورق آرد حسین منزوی است... (اخوان ثالث 1394).

[2]- مقایسۀ دو دفتر شعر امین‌پور، «تنفس صبح» و «آیینه‌های ناگهان» انفسی‌تر شدن نگاه را به‌خوبی نشان می‌دهد.

Print
2771 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com