آرایۀ ایهام در قرآن کریم

آرایۀ ایهام در قرآن کریم

رضا بیات



ایهام تناسب:

یکی از زیرمجموعه‌های آرایۀ ایهام، ایهام تناسب است. این نوع ایهام را با ذکر یک بیت فاطمی از مرحوم غروی اصفهانی (مفتقر) تبیین می‌کنیم:

مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو     زان که مس وجود را فضّۀ او طلا کند

در این گونه، یکی از واژگان عبارت (فضّه) دو معنی دارد (1- نام کنیز حضرت فاطمه علیها السلام 2- نقره). معنای نخست مفهوم عبارت را تکمیل می‌کند؛ اما معنای دوم به هیچ عنوان نمی‌تواند در زنجیرۀ معنایی کلام قرار بگیرد؛ ولی با بافت کلی بیت تناسب دارد و با یک یا چند واژۀ دیگر عبارت (مس، طلا) مراعات نظیر می‌سازد. تناسب معنای دوم واژه با دیگر واژگان می‌تواند ترادف، تضاد، مراعات نظیر، تضمن و ... باشد.

ایهام تبادر:

در این گونه از ایهام، واژه‌ای گفته یا نوشته نمی‌شود اما عملا در عبارت حضور دارد. به مثال زیر توجه بفرمایید:

-         «دری که به باغ بینش ما گشوده‌ای/ هزار بار خیبری‌تر است/ مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو»

در این سطور که از شعر مشهور «در سایه‌سار نخل ولایت» اثر موسوی گرمارودی انتخاب شده‌اند، به قرینۀ واژگان (خیبر، باغ، در) ذهنمان از واژۀ «مرحبا» به سوی پهلوان بزرگ خیبر، «مرحب» می‌رود. قراین لازم در ایهام تبادر می‌توانند دیداری یا شنیداری باشند.

ایهام در قرآن کریم:

در سورۀ هود، آیۀ 49، پس از ذکر داستان حضرت نوح علیه‌السلام آمده است: «تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْك‏...»: «اينها از خبرهاى غيب است كه به تو (اى پيامبر) وحى مى‏كنيم‏ ... ».

اسم نوح در این آیه نیامده است؛ اما در «نوحیها» مستتر است و به ذهن متبادر می‌شود.

 

ایهام‌هایی که با تأویل‌های شیعی آشکار می‌شوند:

1- یزید:

«... وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي‏ أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآن‏ ...» (اسراء: 60): «و ما آن رؤيايى را كه به تو نشان داديم، فقط براى آزمايش مردم بود؛ همچنين شجره ملعونه [درخت نفرين شده‏] را كه در قرآن ذكر كرده‏ايم.»

تأویل این آیۀ شریفه از مشهورترین تأویل‌های قرآن و مشترک بین فریقین است. مراد از شجرۀ ملعونه در این آیه بنی‌امیه هستند:

عن أبي عبد الله الصادق (عليه السلام): «أن النبي (صلى الله عليه و آله) رأى ذات ليلة- و هو بالمدينة- كأن قرودا أربعة عشر قد علوا منبره واحدا بعد واحد، فلما أصبح قص رؤياه على أصحابه، فسألوه عن ذلك. فقال: يصعد منبري هذا بعدي جماعة من قريش ليسوا لذلك أهلا». قال الصادق (عليه السلام): «هم بنو أمية». (البرهان 3: 544)

با علم به این نکته ادامۀ آیه را ببینیم:

«... وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزيدُهُمْ إِلاَّ طُغْياناً كَبيرا»: « ... همچنين شجره ملعونه [درخت نفرين شده‏] را كه در قرآن ذكر كرده‏ايم. ما آنها را بيم داده (و انذار) مى‏كنيم؛ اما جز طغيان عظيم، چيزى بر آنها نمى‏افزايد!»

«یزید» در آیه در معنای فعلی به کار رفته است؛ اما ایهامش کاملا واضح است. در این آیه تناسب آنقدر برقرار است که می‌توانیم جمله را با یزید اموی هم معنا کنیم: «یزید آنان (بنی‌امیه) چیزی نبود جز طغیانی بزرگ.»

2- علی:

«وَ اجْعَلْ لي‏ لِسانَ صِدْقٍ‏ فِي‏ الْآخِرين»‏: «و براى من در ميان امّتهاى آينده، زبان صدق (و ذكر خيرى) قرار ده» (شعراء: 84)

این آیه یکی از دعاهای حضرت ابراهیم علیه‌السلام است. لسان صدق را نام نیک و ذکر خیر معنا کرده‌اند و در روایات آمده است که اهل بیت علیهم‌السلام ـ که از نسل ابراهیم هستند ـ یاد نیک او در امت‌های بعدی محسوب می‌شوند:

 ... في قوله: وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ‏ أراد في هذه الأمة الفاضلة، فأجابه الله و جعل له و لغيره من الأنبياء لسان صدق في الآخرين، و هو علي بن أبي طالب (عليه السلام) ... (برهان 1: 319)

حال اجابت دعای ابراهیم علیه‌السلام را در سورۀ مریم، آیۀ 50 ببینیم:

«وَ وَهَبْنا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنا وَ جَعَلْنا لَهُمْ لِسانَ صِدْقٍ‏ عَلِيًّا»: «و از رحمت خود به آنان عطا كرديم؛ و براى آنها نام نيك و مقام برجسته‏اى (در ميان همه امّتها) قرار داديم‏»

«علی» در معنای ظاهری خود بلندمرتبه معنی می‌شود؛ اما معنای ایهامی وضوح دارد و حتی می‌تواند در بافت ظاهری آیه نیز معنا شود و  در نقش بدل یا عطف بیان برای «لسان» قرار بگیرد: برای آنان نام نیکی قرار دادیم: علی.

3- راشدون:

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ فيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطيعُكُمْ في‏ كَثيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإيمانَ وَ زَيَّنَهُ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيان‏ ...» : «و بدانيد رسول خدا در ميان شماست؛ هر گاه در بسيارى از كارها از شما اطاعت كند، به مشقّت خواهيد افتاد؛ ولى خداوند ايمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهايتان زينت بخشيده، و (به عكس) كفر و فسق و گناه را منفورتان قرار داده است ... » (حجرات: 7)

در روایات ایمان امیرالمؤمنین و کفر و فسوق و عصیان سه خلیفۀ غاصب دانسته شده‌اند:

عن أبي عبد اللَّه- عليه السّلام- في قوله: حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ‏، يعني: أمير المؤمنين. وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ‏ الأوّل و الثّاني و الثّالث (كنز الدقائق ‏12: 329؛ به نقل از کافی 1: 426).

حال با علم به این تأویل ادامۀ آیه را ببینیم:

 «... وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون»‏

طرفه آن که بدون تمسک به توجیهات نحوی و بلاغی، هیچ مرجعی برای اولئک پیدا نمی‌شود غیر از همین مجموعۀ کفر و فسوق و عصیان! این که برای مفهومی منفی، واژه‌ای مثبت (راشدون) به کار رود، در قرآن کریم نمونه‌های دیگری نیز دارد؛ مثلا به اهل جهنم «عزیز» و «کریم» گفته می‌شود  (دخان: 49) و به آتش دوزخ «بشارت» داده می‌شود (آل‌عمران: 21).

4- علی:

«وَ إِنَّهُ في‏ أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌ‏ حَكيم» ‏: «و آن در «أمّ الكتاب» [لوح محفوظ] نزد ما بلندپايه و استوار است‏» (زخرف: 4)

راویات اهل بیت علیهم‌السلام مرجع ضمیر «ه» در «انّه» را امیرالمؤمنین علیه‌السلام توصیف کرده‌اند:

قال الرضا عليه السلام قال أبوعبدالله عليه السلام و قد تلا هذه الآية: وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ‏، قال: علي بن أبي طالب (عليه السلام)» (برهان 4: 846).

جایگاه واژۀ «علی» در معنای اصلی و ایهامی کاملا واضح است.

منابع:

-        قرآن کریم

-         بحرانی، هاشم بن‌سلیمان. 1374. البرهان في تفسير القرآن. البرهان فی تفسیر القرآن. قم: موسسه بعثه.

-         غروی اصفهانی، محمدحسین. 1380. دیوان مفتقر. تهران: آفاق.

-         قمی مشهدی، محمد بن‌محمدرضا. 1368. تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب. ویراستۀ حسین درگاهی. ج 1. تفسیر کنز الدقایق و بحر الغرایب. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.

-         کلینی، محمد بن‌یعقوب (329 ق‏). 1407. الکافي. 8 جلد. الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.

-         مکارم شیرازی، ناصر. 1373. ترجمۀ قرآن کریم. قم: دار القرآن الكريم (دفتر مطالعات تاريخ ومعارف اسلامى).

-         موسوی گرمارودی، سید علی.1388‌. گوشوارۀ عرش. تهران: سورۀ مهر.


Print
3219 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com