مروری اجمالی بر منقبت امامان(ع)  در شعر فارسی ـ قسمت سوم

مروری اجمالی بر منقبت امامان(ع) در شعر فارسی ـ قسمت سوم

 

قسمت نخست مقاله

قسمت دوم مقاله

 

شاعر دیگر حمزۀ کوچک است که از وی سه قصیده برجا مانده است. وی در نخستین قصیده که جمعا چهل و دو بیت است می‌گوید:

آن کس منم کی آل نبی را ثنا کنم                     بر دوستان احمد و حیدر دعا کنم

راهی که نهی کرد پیغمبر بدان شدن                   آن راه را و رهبر آن ره رها کنم

از مهر و از محبت زهرا و مرتضا                      هر صبحدم نگاه سوی هَلْ اَتی کنم

گر اقتدا به آل زیادست مر تو را                       من اقتدا همیشه به آل عبا کنم

آل زیاد را که به نفرین حق زدند                       از اعتقاد، لعنت بی‌منتها کنم

بعد نبیّ سزای امامت علی بود                           من خر نِیَم که روی سوی ناسزا کنم

وی در ادامه مدح یازده امام کرده، سپس به شهر خود ورامین اشاره می‌کند:

اندر عراق حمزۀ کوچک منم که هست                زادی که در قیامه به دفع بلا کنم

زاد و مقام من به ورامین از آن بود                      تا سور دشمنان علی چون عزا کنم

در بند سیم و زر نیم و شاعری و شعر                  مداحی از برای شه اوصیا کنم

قصیدۀ دیگر وی در باب قرآن و اشاره به آیاتی است که دربارۀ امیرالمؤمنین (ع) نازل شده است:

صراط المستقیم اندر حق اوست                             اگر «انعمت انعمت» ورا گفت...

بخوان از آل عمران «قل تعالوا»                                که وی در حق آن فرّخ لقا گفت

به صبحی بخوان «انا فتحنا»                                    که حق در حق آن بدرالدُّجی گفت

ضُحی را با «اَلَم نَشْرح» چو خوانی                            بدان تا حق چرا گفت و کرا گفت

به هر بیتی تو را بیتی است فردا                             علی گفت و نبی گفت و خدا گفت

قصیدۀ سوم وی صرفا در ستایش حسنین(ع) است:

منم زجان و روان چاکر حسن و حسین                   دو آفتاب هدی افتخار و زین زَمن

وی در بخش دیگری از اشعار خود می‌گوید:

دلی که نیست درو مهر شُبَّر و شُبَّیر                  مخوانش دل که بود سنگ سخت یا آهن

دلم به حبّ حسین و حسن چنان نازد               که قوم موسی عمران به وادی ایمن

هوای مهر حسین و حسن ز قول رسول             به روز حشر بود دافع بلا و محن

اگر به خاک برم مهر و شوق ایشان را                شود لحدگه تاریک بر دلم روشن

برای زینت دین زَین عابدین بگزید                   پس از امامت باقر خلیفه جعفر داشت

ز بعد موسی کاظم علی خلافت کرد                 پس از تقی و نقی دین امام عسکر داشت

خدای عزوجل ذات حجّه العالم                       امان مؤمن و مسمار چشم کافر داشت

عدوی آل نبی هیچ واقفی تا کیست                  ستمگری که سراپای دین مشمّر داشت

این اشعار تاریخچۀ مراسم روز نهم ربیع را که در کاشان و برخی دیگر از شهرهای شیعه در قرن هشتم برگزار می‌شده، به خوبی نشان می‌دهد. کوچک ورامینی اشعار دیگری هم دربارۀ دوازده امام دارد:

ای مسلمانان بجز حیدر ز بعد مصطفی              کیست آن کو در قیامت کوثر و انهار داشت

یا زنی مانند زهرا دختر خیرالبشر                      یا برادر در جنان چون جعفر طیّار داشت

یا دو فرزندان معصومان چو شبّیر و شبر            کز ولاشان حور عین در جنّت استظهار داشت

حبّذا روح شریف پاک زین العابدین                بعد ازو باقر که علم و زهد و استغفار داشت

صادق و کاظم امام و پس علی موسی الرضا      پس تقی، دیگر نقی کو حکم بر احرار داشت

عسکری را دان امام و خوش به جنّت در خرام   چند اگر صاحب زمان در ملک غیبت دار داشت

کردگارش برگزید و دین بدو تفویض کرد        زانک او در علم و حکمت سنت کرّار داشت

ناصبی پنداشت تا آل از نبی یکسو کند            حاصل خود آن شقی در راه دین پندار داشت

جدای از این اشعار(55) در جُنگ شماره 3528 دانشگاه تهران، اشعاری از همین حمزۀ کوچک در ستایش امام حسین (ع) است:

ای نور چشم احمد مختار یا حسین!                  ای یادگار حیدر کرار یا حسین!

نازد همیشه حمزه کوچک به مدح تو                مدح تو را شدست خریدار یا حسین!

سومین شاعر شهاب بن علی بن کمال سمنانی است. وی اشعاری از دیگران و نیز خود در این اوراق نگاشته است. اولین قسمتی که از وی نقل شده، اشعاری است از همان نصرت رازی. بخشی از این اشعار که در ستایش دوازده امام است چنین است:

ظرف جانب از علوم و از عمل پر کن مدام         کاسه پر باید تو خواه از چین وخواه از مرودشت

گر همی‌خواهی خلاص خویش ازین غرقاب جهل     حبّ اهل‌البیت جو، یعنی جناب چار و هشت

دین اهل‌البیت دار و مهر آل طاهرین               خواه در کاشان نشین و خواه در رستاق خشت

اشعاری هم از خود شهاب سمنانی دربارۀ فضائل اهل بیت(ع) چنین است:

شیر خدا و ابن عم مصطفا علی است                  روح بتول و خسرو آل عبا علی است

بهر نجات آخرت از فضل ایزدی                     ورد شهاب در گه و بیگاه یا علی است(56)

برخی از اشعار دیگر وی چنین است:

پیش از آن کین چارطاق هفت منظر کرده‌اند           فرض بر ارواح انسان حبّ حیدر کرده‌اند

سنبل گیسوی مشک افشان عنبربیز او                    رشک بازار عبیر و مشک و عنبر کرده‌اند

غیر حیدر مقتدای خود ندانند اهل دین                   چون کلام الله را از صدق باور کرده‌اند

جز ولایش حق نخواهد در قیامت هیچ چیز             زانکه از مهرش گل آدم مخمّر کرده‌اند

منصب شغل امامت با ولایت ای ولی                    تا ابد اندر ازل بر وی مقرّر کرده‌اند

صورت رویش چو شد باب معانی را بیان              آیتی از سورت او چار دفتر کرده‌اند

از «سلونی» تا «اقیلونی» خردمندان دهر                  فرق و تمییز و فضیلت بی‌حد و مرّ کرده‌اند

سلیمی تونی شاعر شیعۀ قرن نهم هجری است که دیوانی از وی برجای مانده است. تاریخ برخی از اشعار وی مربوط به سال 840 ق است. نمونه‌ای از شعر وی دربارۀ چهارده معصوم (ع) چنین است:

طریق چارده معصوم گیر اگر خواهی                    ره نجات و نجات از ضلالت جهال

مطیع و پیرو این قوم شو که در همه باب                طریق اهل نجات این بود به استدلال

به فقر و فاقه سلیمی منال و شِکْوه مکن                 تو را که بحر طبیعت پر از درّ است و لآل

چه التفات به ملک و به مال آن کس را                   که چون تو درگه آل محمدست مآل

حدیث من همه مدح علی و آل بود                      که نیست بهتر از این قول از جمیع مقال

به مدح آل محمد همیشه خوشحالم              چه خوش‌تر است از این در جهان زهی خوشحال(57)

در این باره از ابن یمین طغرایی فریومدی (م 769) شاعر سربداران هم می‌توان یاد کرد که در فریومد خراسان و در پناه سربداران می‌زیست. دیوان وی هم مشتمل بر اشعار ستایشی نسبت به امامان (ع) است و از آن جمله قصیده‌ای است که در ستایش علی بن موسی الرضا (ع) سروده است:

قرّه العین نبیّ فرزند دلبند وصی                         مظهر الطاف ایزد فخر اصحاب عباست

مقتدای شرق و غرب و پیشوای برّ و بحر              خود چنین باشد کسی کو نور پاک مصطفاست

هست مخدوم بحق اهل جهان را بهر آنک              وارث آن است کورا بر جهان حق ولاست

هست سلطان خراسان نی چه گفتم زینهار             بر سر، بر هفت اقلیم و دو عالم پادشاست(58)

 

بدون تردید دولت سربداران در خراسان با مرکزیت نیشابور و سبزوار، سبب رواج شعر مناقبی آن هم در خراسان، از سوی شاعرانی شد که یا در خدمت آنان بودند و یا در حاشیه، به ستایش آنان و ارزش‌های اخلاقی و مذهبی مورد توجه آنان می‌پرداختند. نمونۀ آن‌ها بجز ابن یمین، یکی هم لطف‌الله نیشابوری (م 816) است که در محل قدمگاه امام رضا (ع) در نیشابور می‌زیست و همان‌جا درگذشت. دکتر صفا با اشاره به اشعار وی در منقبت رسول (ص) و علی بن ابی طالب (ع) و ائمه طاهرین (ع) می‌نویسد: «از فحوای قصائدی که در مناقب ائمه (ع) سروده تشیع او آشکار می‌شود. و حتی او تیمور را به عنوان «ملجأ آل بوالحسن» یعنی آل علی مورد ستایش قرار داده است».(59)

نمونۀ دیگر امیرشاهی (م 857) است که خود خواهر‌زادۀ خواجه علی مؤید سربداری آخرین سلطان سربداری بود و اشعاری در منقبت آل علی (ع) دارد. یک نمونۀ آن مُسمّطی است که دربارۀ امامان (ع) سروده با این مطلع:

ناله قُمْری به گلستان و باغ                                      صلّ علی سیّدنا المصطفی(60)

 

به هر رو، یاد از مناقب آل رسول (ص) در میان شاعران قرن نهم بسیار گسترده است، چنان که دکتر صفا هم نوشته است که: «در این دوره، نه تنها در قصاید غرّایی از شاعران این زمان، مانند ابن حسام و کاتبی (م 839) و لطف‌الله نیشابوری (م 816) و امیرشاهی وامیر حاج حسینی جنابذی و کمال‌الدین غیاث شیرازی و نظام استرآبادی (م 911) و فغانی شیرازی و لسانی و جز آنان، مدائحی در ذکر مناقب حضرت علی بن ابی طالب (ع) و اولاد او داریم؛ بلکه حتی سنیان متعصبی مانند جامی هم از اظهار احترام وافر در اشعار و خاصه در مثنویات خود نسبت به اهل بیت (ع) امتناعی نداشتند و این معنی در آثار منثور این عهد هم اعم از متون ادبی یا تاریخی به وفور ملاحظه می‌شود و این‌ها همه علایم و نشانه‌های تمایلی است که طرفداران سنت و جماعت به تدریج به طرف تشیع و پیشروان آن پیدا می‌کردند و دانسته یا نادانسته به تقویت طرف مقابل می‌کوشیدند».(61)

در همین قرن شاه ناصر یا درویش ناصر بخاری (م 773) هم قصیده‌ای غرّا در ستایش امام علی (ع) و علی بن موسی الرضا (ع) دارد.(62) چنان که عصمت بخاری (م 829) نیز قصیده‌ای در منقبت امام رضا (ع) سروده است.(63)  این ابیات از همین عصمت بخاری است:

دست در فتراک آل مصطفی باید زدن                هر دو عالم را به همت پشت پا باید زدن

تا به کی طبل ارادت می‌زنی زیر گلیم                بعد از این کوس محبت بر ملا باید زدن

عصمت از حب علی چون مست گشتی دم بدم     تا قیامت گرد این گلشن نوا باید زدن(64)

در قرن نهم یکی از بزرگ‌ترین منقبت‌سرایان و مداحان محمد بن حسام خوسفی (783 875) (65) است که آثار منظوم برجای مانده‌اش حکایت از عمق تفکر تاریخی و احساس و عاطفۀ شیعی او دارد. مردی که روزش در رنج دهقانی و شب در سرایش اشعار دربارۀ اهل بیت (ع) می‌گذشت:

به شب زبان من و مدح اهل بیت رسول                به روز دست من و کسب شغل ما یحتاج

اشعار ستایشی وی دربارۀ پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به اندازه‌ای گسترده است که انسان از دیدن این همه شعر خوب در شگفت می‌ماند. تنها وقتی می‌توان این ادعا را باور کرد که دیوان چاپ شدۀ او را که به همت مرحوم احمدی بیرجندی و آقای محمدتقی سالک آماده گشته، مرور کرد. وی افزون بر اشعار فراوانی که در ستایش پیامبر (ص) و امام علی (ع) سروده، بخش زیادی از اشعارش دربارۀ حضرت مهدی (ع) است. ابیاتی از یکی از قصاید وی دربارۀ امام علی (ع) چنین است:

یا امیر المؤمنین روی من و خاک درت                   کان همایون آستان دارد شرف بر آفتاب

بعد پیغمبر به نسبت بر کسی دیگر نتافت               زآسمان آفرینش از تو بهتر آفتاب

ای که شهرستان علم مصطفی را در تویی                 برنتابد روی مهر از خاک این در آفتاب

ای تو مولی‌المؤمنین مولای توست ابن حسام             من که باشم ای تو را مولا و چاکر آفتاب

در پناه دولتت دارم امید سایه‌ای                         چون بتابد گرم بر صحرای محشر آفتاب(66)

 

افزون بر این دیوان، خوسفی کتاب منظوم بزرگی با عنوان خاوران‌نامه(67) دارد که شرح غزوات امام علی (ع) به سبک داستانی است که می‌توان از آن تحت عنوان حماسه‌های دینی یاد کرد. وی در این اثر از جنگ‌های امام علی (ع) همراه مالک‌اشتر و ابوالمحجن با قباد پادشاه خاور زمین و کسان دیگری مانند تهماسب شاه و برخی از دیو‌ها و اژدهایان یاد کرده است. ابن حسام این اثر را در سال 830 ق سروده است.(68) این زمان، زمانی است که قصه‌های زیادی دربارۀ ابومسلم هم ساخته شده و قصه‌خوانان به ویژه در خراسان آن‌ها را می‌خواندند.(69) طبعا بجز مسئله سرگرمی مردمان عادی، این قصه‌ها به نوعی منتقل کننده بخشی از ارزش‌های تاریخی ومذهبی خاص بوده است.

حلقۀ بعد از ابن حسام خوسفی تا صفویه، نظام استرآبادی (م 911) است که دیوان وی هم سرشار از اشعار مناقب اهل بیت (ع) می‌باشد.

این خطی است که شیعیان از قرن پنجم برای طراحی یک علی‌نامه بزرگ ریختند و بدین وسیله می‌خواستند تا به جای قهرمانان ملی ایران باستان، نام امام علی(ع) را جاودانه سازند. گذشت که مجموعه اشعاری با عنوان علی‌نامه از قرن پنجم به دست آمده است که استاد محمدرضا شفیعی کدکنی ضمن مقاله‌ای در نشریۀ دانشکده ادبیات مشهد آن را معرفی کردند.(70)

دامنۀ شعر منقبتی در قرن هشتم و نهم تا اندازه‌ای است که انسان به راحتی می‌تواند دلایل توفیق بعدی صفویان را در نشر تشیع در ایران درک کند. در واقع صفویان بر موجی سوار شدند که مداحان شیعه در سراسر ایران به راه انداخته بودند.

در انتها باید بیفزاییم، یکی از نخستین کسانی که شعر شیعی فارسی را برای ما به صورت تاریخی گزارش کرده است، قاضی نورالله شوشتری است که بخشی از کتاب پر ارج خود یعنی مجالس المؤمنین را به شاعران شیعه اختصاص داده و از این رهگذر شماری از قصاید مناقبیان قرون پیش از خود را برای ما حفظ کرده است.

در حال حاضر بسیاری از دیوان‌های شاعران این قرون به چاپ رسیده و با مراجعه به آنها می‌توان بخشی از اشعاری را که آنان در منقبت اهل بیت (ع) سروده‌اند، مرور کرد؛ اما در این باره باید یادآور شد که اولا بسیاری از این دیوان‌ها ناقص چاپ شده و نیاز به مراجعۀ مجدد به نسخه‌های خطی است تا تکمیل شود و ثانیا دیوان‌ها و مجموعه‌های بسیاری از این شاعران هنوز به چاپ نرسیده است. در این صورت لازم است تا همتی برای نشر این آثار صورت پذیرد. به علاوه، اشعار پراکندۀ شاعرانی که دیوانی از آنان برجای نمانده، هنوز در مجموعه‌ها فراوان است.

در سال‌های اخیر در بخش منقبت، مرحوم احمد احمدی بیرجندی تلاش در خوری از خود نشان داد و چندین مجموعه از مناقب علوی و فاطمی و رضوی و... را در بنیاد پژوهش‌های اسلامی به چاپ رساند و شماری از این اشعار را منتشر کرد؛ اما جغرافیای دریای منقبت‌خوانی به قدری وسیع و گسترده است که همچنان تلاش تلاشگران پرکاری را می‌طلبد تا با حوصله در میان نسخ خطی کاوش کرده، گوهرها و جواهر‌های فراوانی که وجود دارند، بیابند و به دست چاپ بسپارند.

پانوشت‌ها:

 55مجموعۀ کمینه، ص 180-178.

56 همان، ص 183.

57 نسخه‌ای از دیوان وی به شماره 7594 در کتابخانۀ مجلس موجود است.

58 مدایح رضوی در شعر فارسی، ص 33.

59 تاریخ ادبیات ایران، ج 4، ص 209.

60 دیوان امیر‌شاهی، تهران، 1348 ش، ص 106.

61 تاریخ ادبیات ایران، ج 4، ص 56.

62 مدایح رضوی، ص 38.

63 همان، ص 39. نمونه‌های دیگر از این دوره در همان منبع آمده است.

64 تاریخ ادبیات ایران، ج 4، ص 289. صفا به درستی اشاره کرده است که شاعر در این اشعار اشاره به تقیه خود کرده که به دلیل حضورش در دربار تیموری مجبور به آن بود.

65 منسوب به خوسف در 35 کیلومتری جنوب غربی بیرجند.

66 دیوان محمد بن حسام خوسفی، مشهد، 1366 ش، ص 91.

67 این اثر به صورت فاکسیمیل (عکسی) و با تصاویر و نقاشی‌های زیبایی که از قرن نهم به جای مانده، به تازگی (1381) و در قطع رحلی توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسیده است.

68 بنگرید به: تاریخ ادبیات ایران، ج 4، ص 317.

69 بنگرید به: مؤید ثابتی، تاریخ نیشابور، تهران، 1355 ش، ص 90 89.

70 مجلۀ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، پاییز و زمستان 1379.

 

Print
1448 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com